اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 214

صفحه 214

است که ما شدّت و ضعف را به چه چیز اضافه کنیم؟ آنجا چون هنوز مسائل طلب و اراده و مفاد هیئت افعل را مطرح نکرده بودیم، ناچار بودیم به تبعیت از قوم، مسأله طلب را مطرح کنیم، امّا اکنون که می‌بینیم طلب، هیچ‌گونه ارتباطی به هیئت افْعَلْ ندارد بلکه مفاد هیئت افْعَلْ انشاء بعث و تحریک اعتباری است، باید مسأله وجوب و استحباب را در ارتباط با این بعث و تحریک اعتباری قرار دهیم نه در ارتباط با طلب، یعنی برای بعث و تحریک اعتباری، دو مرتبه قائل شویم: مرتبه شدید و مرتبه غیر شدید. بعث و تحریک وجوبی، مرتبه شدید و بعث و تحریک استحبابی، مرتبه غیر شدید آن می‌باشد. حال باید ببینیم آیا بعث و تحریک اعتباری، واقعاً دارای دو مرتبه است؟ برای پاسخ به این سؤال، لازم است مقدّماتی ذکر شود: مقدّمه اوّل: آیا همه موارد بعث و تحریک حقیقی، در یک سطح و مرتبه‌اند یا اینکه بعث و تحریک‌های حقیقی دارای مراتبی هستند؟ آنچه ما وجداناً ملاحظه می‌کنیم این است که بعث و تحریک‌های حقیقی دارای مراتبی می‌باشند: انسان گاهی دست فرزند خود را می‌گیرد و با کمال شدّت و عصبانیت، به طرف مراد خود می‌کشاند و گاهی همین عمل را انجام می‌دهد ولی شدّت و قوّت قبلی را ندارد. مقدّمه دوم: گفتیم: اراده، صفتی قائم به نفس است که دارای واقعیت می‌باشد ولی آیا اراده دارای شدت و ضعف است یا حالت یکنواختی دارد؟ مرحوم آخوند در تفسیر اراده فرمود: «الإرادة هو الشوق المؤکّد المستتبع لتحریک العضلات نحو المراد».[191] آیا این عبارت می‌خواهد بگوید: اراده، دارای حالت یکنواختی است و در آن، شدّت و ضعف، تصوّر نمی‌شود؟ مخصوصاً با توجه به اینکه دنبال شوق، کلمه «المؤکّد» را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه