اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 218

صفحه 218

اراده‌ای نیاز به مقدّماتی دارد ولی با توجه به اینکه مسئله به صورت طبیعی و عادی است، کمتر مورد توجه انسان قرار می‌گیرد. و ما در بحث جبر و تفویض گفتیم: خداوند متعال به انسان عنایتی کرده و قدرت خلّاقیتی داده که نفس انسان می‌تواند اراده را خلق کند. یعنی این‌طور نیست که وقتی مبادی اراده تحقق پیدا کرد، اراده هم خواه‌ناخواه پیدا شود. حال وقتی یک جمله را مورد ملاحظه قرار دهیم می‌بینیم برای نفس انسان، چند خلّاقیت وجود دارد در رابطه با اراده‌ای که نسبت به لفظ و معنا و هیئت جمله خبریه و قضیّه حملیه باید تحقق پیدا کند. لذا با وجود جهات معجزه‌آسایی که در کامپیوتر وجود دارد، نمی‌تواند با اعجازی که در رابطه با خلّاقیّت نفس نسبت به اراده تحقق دارد برابری کند. انسان در مدت کوتاهی می‌تواند کلمات متعددی را بگوید.

روشن است که لفظ و معنای هر کلمه‌ای نیاز به اراده دارد و اراده، مبادی می‌خواهد و پس از تحقق مبادی، باید نفسْ نسبت به اراده، خالقیت داشته باشد. ما می‌بینیم یک سخنران، آن‌قدر کلمات را پشت سر هم و مسلسل‌وار بیان می‌کند که ضبط آنها برای مستمع و نویسنده مشکل است و معلوم است که همه این‌ها کاشف از اراده و مبادی اراده است. و این (خلاقیّت اراده) عنایت بزرگی است که خداوند به انسان کرده است خصوصاً در مسأله بیان و تکلّم، چون اعمال دیگر معمولًا با این سرعت تحقّق پیدا نمی‌کنند. خلاصه اینکه فعل اختیاری- به معنای لغوی‌اش- شامل قول هم می‌شود و فعل اختیاری، کاشف از تحقق اراده است. ارتباط این مقدّمه با ما نحن فیه، در این جهت است که صدور هیئت افْعَلْ از مولا، فعل اختیاری است و فعل اختیاری هم کاشف از اراده نفسانی مولاست. اکنون که بحث‌های مقدّماتی تمام شد، به اصل بحث رجوع می‌کنیم: بحث در این بود که: آیا مفاد هیئت افْعَلْ- که برای انشاء بعث و تحریک وضع شده است- بعث و تحریک وجوبی است یا اعم از وجوبی و استحبابی[193] است؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه