اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 236

صفحه 236

برای مطلق بعث و تحریک وضع شده است، شما از تمسک به اطلاق، خصوص بعث و تحریک وجوبی را استفاده می‌کنید؟ اگر موضوع له هیئت افْعَلْ، مطلق بعث و تحریک باشد، مولا هم در مقام بیان بوده و قرینه‌ای اقامه نکرده و قدر متیقن در مقام تخاطب هم وجود ندارد، نتیجه حمل بر اطلاق این است که گفته شود مراد مولا از هیئت افْعَلْ، مطلق بعث و تحریک است. ممکن است به ذهن بیاید که «مطلق بعث و تحریک» دارای اجمال است. می‌گوییم: عنوان فوق دارای اجمال نیست. کسانی که قائلند هیئت افْعَلْ برای قدر مشترک بین وجوب و استحباب وضع شده است، لازمه حرفشان اجمال قدر مشترک نیست. بنابراین اگر بخواهیم لفظ را بر اطلاق حمل کنیم باید بر قدر مشترک حمل کنیم.

پس چرا شما از قدر مشترک عبور کرده و سراغ وجوب می‌آیید؟ بله اگر کسی قائل به اشتراک لفظی و تعدّد وضع بود و گفت: «هیئت افْعَلْ، یک بار برای بعث و تحریک وجوبی و یک بار برای بعث و تحریک استحبابی، وضع شده است» در این صورت، اجمال پیش می‌آید ولی این در مشترک لفظی است نه در مشترک معنوی. در نتیجه، دلیل سوم هم نتوانست این معنا را ثابت کند که «مفاد هیئت افْعَلْ، خصوص بعث و تحریک وجوبی است».

راه چهارم بر اثبات دلالت هیئت افعل بر وجوب‌

چهارمین راهی که برای اثبات این مطلب، مطرح شده است وجود اماریّت عقلایی است. تردیدی نیست که هیئت افْعَلْ، برای بعث و تحریک اعتباری وضع شده است.

ولی اگر بعث و تحریک اعتباری، ناشی از اراده حتمیّه و قویّه باشد، می‌فهمیم که این بعث و تحریک، بعث و تحریک وجوبی است و اگر ناشی از اراده غیر حتمیّه باشد، بعث و تحریک استحبابی است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه