اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 237

صفحه 237

مستدلّ می‌گوید: از نظر عقلاء، هیئت افْعَلْ، کاشف از این است که اراده‌ای که قبل از هیئت افْعَلْ وجود داشته و منشأ صدور آن گردیده است، اراده‌ای قویّ و حتمی است.

یعنی اراده‌ای است که مولا به‌هیچ‌وجه راضی به مخالفت با آن نیست. بررسی راه چهارم این راه دارای دو اشکال است: اوّلًا: ادعایی بدون دلیل است. ثانیاً: کشف عقلایی و اماریت عرفیه، نمی‌تواند بدون منشأ باشد بلکه یا باید منشأ وضعی داشته باشد، یعنی واضع، هیئت افْعَلْ را برای خصوص بعث و تحریکی وضع کرده باشد که- به قول شما- ناشی از اراده حتمیّه است و یا مسأله انصراف در کار باشد.

و اگر مسأله وضع و انصراف در کار نباشد- که در این راه، قاعدتاً باید آن دورا کنار بگذاریم، زیرا اگر مسأله تبادر یا انصراف وجود داشت دیگر جایی برای مطرح کردن اماریّت عقلایی نبود- منشأ این کشف عقلایی چیست؟ اگر ما تبادر و انصراف را انکار کردیم باید بگوییم: بعث و تحریک مفاد هیئت افْعَلْ، هم با منشئی به نام اراده حتمیّه سازش دارد و هم با منشئی به نام اراده غیر حتمیّه. وقتی با هر دو سازگار بود، کشف عقلایی چه منشئی می‌تواند داشته باشد؟ بله، ما در اینجا یک کاشفیت عقلیّه‌ای مطرح کردیم ولی آن کاشفیت عقلیّه، مربوط به اصل اراده بود، نه اراده قویّه. توضیح: ما گفتیم: هر فعل اختیاری که از متکلّم صادر می‌شود، دلالت می‌کند- به دلالت عقلیّه- که این فعل، مسبوق به اراده است. و همان‌طورکه گفتیم: فعل اختیاری به معنای عمل اختیاری است و شامل قول هم می‌شود، زیرا سخن گفتن نیز عمل اختیاری است. کسی که سخنرانی می‌کند، چون عمل اختیاری انجام می‌دهد، این عمل او دلالت می‌کند- به دلالت عقلی- بر این که هر لفظی که از او صادر می‌شود، مسبوق به اراده است. ولی دلالت عقلیّه، در ارتباط با مطلق اراده است، درحالی‌که آنچه در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه