اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 255

صفحه 255

سؤال کند، شبیه آنچه که در روایت عبد الأعلی در رابطه با مسح بر مِراره مطرح شده است. راوی به امام صادق علیه السلام عرض می‌کند: من در راه لغزیدم و ناخنم کنده شد پس روی آن دوا و امثال آن گذاشتم، وظیفه من برای وضو چیست؟ امام علیه السلام در پاسخ می‌فرماید: یُعْرَفُ هذا و أشباهه من کتاب اللَّه عزّ و جلّ (ما جَعَل علَیکم فی الدّینِ مِن حَرجٍ)،[218] امسح علیه».[219] یعنی اگر این آیه را مورد توجّه و التفات قرار می‌دادی می‌توانستی حکم مورد سؤال را از آن استفاده کنی. آیه (ما جَعَل عَلیکم فی الدّین مِن حَرجٍ) اقتضاء می‌کند که در اینجا مسح بر بشره لازم نباشد، بلکه بر همان مِراره مسح کن، زیرا در اینجا مسح بر بشره، عنوانی حرجی است و آیه می‌فرماید: (ما جَعَل عَلیکم فی الدّین مِن حَرجٍ). در ما نحن فیه هم شبیه همان معنا پیاده می‌شود. در صحیحه ثانیه زراره، اولین سؤالی که زراره از امام علیه السلام می‌پرسد این است که می‌گوید: «أصاب ثوبی دم رعاف أو غیره أو شی‌ء من منی فعلمت أثره إلی أن أُصیب له الماء، فأصبت و حضرت الصلاة و نسیت أنّ بثوبی شیئاً و صلّیت ثمّ إنّی ذکرت بعد ذلک»، امام علیه السلام در جواب می‌فرماید: «تعید الصلاة تغسله»[220] گویا امام علیه السلام می‌خواهد به زراره بفرماید: «دو مطلب نزد تو مسلّم است: 1- نجاست دم و نجاست منی 2- شرطیت طهارت ثوب برای نماز- اگر این دو معنا مسلّم نبود، وجهی برای سؤال زراره نبود- و اگر در این دو مطلب، دقّت می‌کردی درمی‌یافتی که نمازت باطل است. در اینجا مسأله جهل مطرح نیست بلکه نسیان مطرح است و نسیان، حکم را تغییر نمی‌دهد. پس با توجه به این دو مطلب، گویا حکم مسئله روشن است». ولی در مواردی که سؤال‌کننده به‌طور کلّی جاهل به مسئله است، از هیئت افْعَلْ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه