اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 274

صفحه 274

دارد و غرض و هدف مولا، بدون آن حاصل نمی‌شود. ولی واجبات توصّلی، واجباتی هستند که قصد قربت در آنها اعتبار ندارد. اکنون بحث در کیفیت اعتبار قصد قربت در واجبات تعبّدی است. تحریر محلّ بحث: واجب تعبّدی، دارای اجزاء و شرایطی است. آن اجزاء و شرایط در یک جهت با هم مشترکند و آن این است که همه آن‌ها تحت پوشش امر قرار می‌گیرند و در مأمور به- بما هو مأمور به- دخالت دارند. هریک از اجزاء صلاة- مثل رکوع و سجود و ...- جزء مأمور به هستند یعنی در مقام تعلّق امر، به‌عنوان جزئیت، ملاحظه شده‌اند.

در باب شرایط نیز، تقیّد مأمور به به وجود این شرایط، در مقام تعلّق امر، ملاحظه شده است و امر- درحقیقت- به این‌ها تعلّق گرفته است.[245] به‌عبارت دیگر: مولا وقتی می‌خواهد مرکّبی را مأمور به قرار دهد، اجزاء و شرایط این مرکّب را ملاحظه می‌کند سپس امر را متعلّق به این مرکّب مقید به شرایط می‌کند، که درحقیقت، این‌ها عنوان مأمور به پیدا می‌کنند. لذا در مقام تعریف مأمور به، اجزاء و شرایط مطرح می‌شوند. نزاع در این است که آیا قصد قربت که وجه امتیاز واجب تعبدی از واجب توصّلی است و زائد بر اجزاء و شرایط، اعتبار دارد، به چه کیفیتی در واجبات تعبّدی اعتبار شده است؟ آیا مانند سایر اجزاء و شرایط است؟ یعنی اگر عنوان جزئیت دارد، مثل سایر اجزاء، در مقام تعلّق امر ملاحظه شده است و اگر شرطیت دارد، مثل سایر شرایط در مقام تعلّق امر ملاحظه شده است؟ عده‌ای قائلند که مسئله به همین کیفیت است و قصد قربت مانند رکوع و سجود و طهارت است و هیچ ویژگی خاصی ندارد. شیخ انصاری رحمه الله اولین کسی است که فرموده است: قصد قربت، در ردیف سایر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه