اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 276

صفحه 276

جاری می‌شود یا أصالة الاشتغال؟ روشن است که در صورت وجود دلیل لفظی- هر چند به‌صورت اطلاق- هیچ‌یک از أصالة البراءة و أصالة الاشتغال جریان پیدا نمی‌کنند. همچنین اگر شک در شرطیت چیزی داشته باشیم، ابتدا به اطلاق لفظی مراجعه می‌کنیم. اطلاق لفظی، شرطیت آن چیز را نفی می‌کند. اگر اطلاق لفظی وجود نداشت، نوبت به اقلّ و اکثر ارتباطی می‌رسد و بحث می‌شود که آیا در اقلّ و اکثر ارتباطی، اصالة البراءة جاری می‌شود یا أصالة الاشتغال؟ پس در باب اجزاء و شرایط، این مسئله روشن است که در صورت شکّ در جزئیت و شرطیت، مرجع اوّلی ما اطلاق دلیل مأمور به است. حال در باب قصد قربت اگر قائل شدیم که قصد قربت، مانند سایر اجزاء و شرایط در مأمور به دخالت دارد و از نظر تعلّق امر، هیچ خصوصیتی برای قصد قربت مطرح نیست، در این صورت، اگر در مورد واجبی شک داشته باشیم که آیا قصد قربت اعتبار دارد یا نه؟ اگر اطلاق لفظی داشته باشیم به همان اطلاق لفظی تمسک کرده و حکم به عدم اعتبار قصد قربت می‌کنیم. ولی اگر همانند شیخ انصاری رحمه الله و شاگردان ایشان قائل شدیم «قصد قربت مانند سایر اجزاء و شرایط نیست و نمی‌تواند در مأمور به اخذ شود» در این صورت اگر در اعتبار قصد قربت در یک واجب شک کردیم، نمی‌توانیم به أصالة الإطلاق تمسک کنیم، زیرا أصالة الإطلاق در جایی قابل تمسک است که مأمور به، امکان تقیید داشته باشد، درحالی‌که اینان می‌گویند: «محال است قصد قربت بتواند در مأمور به اخذ شود»، در این صورت، دیگر نمی‌توانیم به اطلاق کلام مولا تمسک کنیم. مولا اگرچه در مقام بیان بوده ولی نمی‌توانسته مأمور به را مقید به قصد قربت کند، زیرا چنین چیزی- به نظر اینان- استحاله دارد. لذا نمی‌توانیم به أصالة الإطلاق تمسک کنیم. بنابراین نزاع مذکور دارای ثمره عملی مهمّی است. حال با توجه به اینکه- به حسب ظاهر- اولین کسی که استحاله را مطرح کرده مرحوم شیخ انصاری است، ما ابتدا به بررسی کلام ایشان می‌پردازیم:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه