اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 283

صفحه 283

آنجا هم تقدّم و تأخّر رتبی مطرح است» ما از شما سؤال می‌کنیم: آیا مقصود شما از حکم مولا چیست؟ آیا مقصود، اراده نفسانیه است که قائم به نفس مولاست یا مراد، بعث و تحریک اعتباری است که مفاد هیئت افعل است؟ در موالی عرفیه، صدور دستور مولا نسبت به عبد، متوقف بر مقدّماتی است که مهم‌ترین آن‌ها عبارت از اراده نفسانیه‌ای است که قائم به نفس مولا است و آن اراده، متعلّق به مراد است. مولا وقتی به عبد می‌گوید: «اشتر اللحم»، اینجا یک اراده نفسانیه‌ای از مولا به مراد- یعنی اشتراء لحم- تعلّق گرفته است و این اراده، قبل از دستور مولاست. ما از مستدلّ می‌پرسیم: آیا مقصود شما از حکم، همین اراده نفسانیه است که این اراده نفسانیه، یک واقعیت است. واقعیت، حتماً به این نیست که چیزی مشاهَد و محسوس خارجی باشد بلکه چون اراده قائم به نفس است واقعیتش به این است که تحقق داشته و قائم به نفس باشد، زیرا واقعیت هر چیز به حسب خود آن چیز است و واقعیت امور نفسانیه به این است که قائم به نفس باشند، همان‌طور که وجود ذهنی، یک واقعیت است ولی طرف وجودش ذهن است. اراده، مانند علم است، عالم بودن به یک چیز، امر اعتباری نیست، علمْ یک واقعیت است. معنای ذات الاضافه بودن علم، اعتباری بودن آن نیست. ولی معنای واقعیتْ این نیست که انسان آن را به چشم ببیند.

بلکه معنای واقعیتْ این است که در محل مناسبش تحقق واقعی داشته باشد. علم به یک مسئله دارای واقعیتی است که قائم به نفس عالم است نه اینکه واقعیتی محسوس و مشاهَد در خارج باشد. در باب اراده نفسانیه هم همین‌طور است. شما که از منزل اراده می‌کنید در درس شرکت کنید، نمی‌توانیم بگوییم: «این اراده، امر اعتباری است و واقعیت ندارد». اراده، دارای واقعیت است ولی واقعیتی که ذات الاضافه است، یعنی نیاز به متعلّق دارد. علم، نمی‌تواند بدون معلوم تحقق پیدا کند. کسی نمی‌تواند بگوید: «من عالم هستم» ولی وقتی نسبت به متعلق علم از او سؤال کنند، بگوید: «آن دیگر لازم نیست، بلکه من اجمالًا عالم هستم». چنین چیزی معنا ندارد. در باب اراده هم همین‌طور است. اراده،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه