اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 29

صفحه 29

درست است که معنای امر، عبارت از «هیئت افْعَلْ» است و «هیئت افْعَلْ»- با این عنوان- یک معنای حدثی و اشتقاقی نیست ولی همین «هیئت افْعَلْ» را وقتی با ملاحظه انتسابش به گوینده و صدورش از مولا درنظر بگیریم، حالتی حدثی و اشتقاقی پیدا می‌کند. مثلًا لفظ «زید»، دارای معنای حدثی و اشتقاقی نیست ولی همین لفظ با ملاحظه انتسابش به لافظ و گوینده، یک معنای حدثی پیدا می‌کند. لفظ «کلام» نیز همین‌طور است. مفهوم لفظ «کلام»، یک معنای حدثی نیست ولی شما از همین مفهوم، عناوین «تکلّم» و «متکلّم» درست می‌کنید. این به لحاظ این است که «کلام» وقتی اضافه به متکلّم پیدا کرد، معنای حدثی و اشتقاقی پیدا می‌کند. وقتی انتساب به متکلّم را ملاحظه کردیم سؤال می‌کنیم: «آیا این کلام، در زمان ماضی از متکلّم صادر شده است یا در زمان مستقبل صادر می‌شود؟» و می‌آییم اسم فاعل و سایر مشتقات را برای آن درست می‌کنیم. در نتیجه گویا امام خمینی رحمه الله نمی‌خواهد هیچ‌یک از معانی لغوی مذکور برای امر- حتی طلب- را بپذیرد بلکه معتقد است: معنای لغوی و اصطلاحی امر، همان «القول المخصوص» است و معنای «القول المخصوص» یک معنای اسمی جامع بین هیئات امری است و همین معنای جامع اسمی، به‌لحاظ انتسابش به متکلّم، معنایی حدثی و قابل اشتقاق می‌باشد.[27]

کلام مرحوم محقق اصفهانی‌

مرحوم محقّق اصفهانی، بحث را همانند مرحوم آخوند دنبال کرده ولی در پاسخ اشکال فوق مسیر دیگری را پیموده است. مرحوم آخوند، «القول المخصوص» را به «الطلب بالقول المخصوص» برگرداند ولی مرحوم اصفهانی می‌گوید: ما پای طلب را به‌میان نمی‌آوریم. طلب، در ارتباط با معنای لغوی امر بود و در معنای اصطلاحی امر،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه