اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 302

صفحه 302

خارجی است نه مربوط به مرحله تصوّر. هر دوی آنها در مقام تصور، مقدور می‌باشند.

همان‌طور که شما می‌گویید: «فرض محال، محال نیست». یعنی تصور محال و وجود ذهنی دادن به آن، محال نیست. و نیز وقتی می‌گویید: «شریک الباری ممتنع»، بدون شک به «شریک الباری» وجود ذهنی داده‌اید و الّا نمی‌توانستید آن را موضوع قرار دهید. محال بودن «شریک الباری» به حسب وجود خارجی است و به حسب وجود ذهنی، هیچ استحاله‌ای ندارد. بنابراین اگر مقصود شما از مفروض الوجود، عبارت از تصور وجود است- که ظاهر عبارت هم همین است- در این صورت نباید بین زوال شمس و طهارت ثوب فرقی وجود داشته باشد، زیرا هر دو قابل تصور ذهنی هستند و آنچه در زوال شمس غیر مقدور است تحقق خارجی آن می‌باشد». اما اگر مقصود شما از مفروض الوجود، همان وجود خارجی باشد، می‌گوییم: قبول داریم که در وجود خارجی، بین زوال شمس و طهارت ثوب، فرق وجود دارد. خارجیّت زوال شمس، غیر مقدور و خارجیت طهارت ثوب، مقدور است. ولی اشکال این است که شما نباید قصد الأمر را در ردیف زوال شمس قرار می‌دادید بلکه باید آن را در ردیف طهارت ثوب قرار دهید، زیرا همان‌طور که طهارت ثوب، مقدور است، قصد الأمر هم مقدور است. ولی شما می‌گویید: «طهارت، با قطع‌نظر از امر هم مقدور است»، می‌گوییم: این دیگر فرقی نمی‌کند. آنچه ما می‌خواهیم مقدوریت در ظرف امتثال است و این مقدوریت، از هر ناحیه‌ای تحقق پیدا کند- هرچند از ناحیه امر باشد- فرق نمی‌کند. در نتیجه دلیل مرحوم نائینی هم به نظر ما تمام نیست. نتیجه بحث از مباحث گذشته معلوم گردید که هیچ‌یک از ادلّه چهارگانه‌ای که برای اثبات استحاله ذاتی اخذ قربت در متعلّق امر، اقامه کرده‌اند تمام نیست.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه