اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 31

صفحه 31

می‌کردید؟ آیا لفظِ «لفظٌ» را بر «زید» حمل می‌کردید یا معنای «لفظٌ» را؟ بدون تردید، همان‌طور که در قضیّه «زیدٌ قائمٌ»، معنای «قائم» را بر «زید» حمل می‌کردیم در قضیّه «زیدٌ لفظٌ» نیز معنای «لفظٌ» را بر «زید» حمل می‌کنیم. نه اینکه «لفظٌ» هیچ معنایی نداشته باشد، لذا اگر کلمه «لفظٌ» را برداریم و به‌جایش لفظ مهمل- مثل دیز- قرار دهیم قضیّه حملیه، کاذب می‌شود. درحالی‌که قضیّه حملیه «زیدٌ لفظٌ» قضیّه واقعی است ولی موضوع در این قضیّه، معنای زید نیست یعنی نمی‌خواهیم بگوییم: «این هیکل خارجی، لفظ است» بلکه موضوع در قضیه، واقعیت لفظ زید است. خلاصه کلام محقق اصفهانی رحمه الله این است که اگر ما امر را حقیقت در قول مخصوص بگیریم، نمی‌توانیم بگوییم: «چون قول مخصوص از مقوله لفظ است پس معنا ندارد، در نتیجه نمی‌تواند جنبه اشتقاقی پیدا کند چون اشتقاقی بودن از شئون معناست». زیرا بدون تردید در اینجا معنا تحقق دارد. احتمال دوم: کسی که می‌گوید: «هیئت افْعَلْ یا القول المخصوص، دارای معنای اشتقاقی نیست» هدفش این باشد که هیئت افعَلْ و القول المخصوص دارای معناست ولی معنای آن اشتقاقی نیست. محقّق اصفهانی رحمه الله می‌فرماید: اگر مستشکل، چنین چیزی بگوید، در جواب او می‌گوییم: ما در اینجا یک ریشه‌یابی می‌کنیم ببینیم آیا قول و لفظ و امثال این‌ها، از چه مقوله‌ای هستند؟ قول و لفظ، از مقوله کیف است و کیف دارای انواعی است: یکی از اقسام کیف، عبارت از کیف مسموع است یعنی کیفی که شنیده می‌شود و در ارتباط با سمع انسان است و مسموع بودن، در ماهیت و ذات آن دخالت دارد. و به‌عبارت دیگر: مسموع بودن، به‌عنوان فصل ممیّز آن شناخته می‌شود، همان‌طوری که ناطقیت- به حسب معروف- فصل ممیّز انسان است و ناهقیت، فصل ممیّز حمار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه