اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 328

صفحه 328

متعلّق امر مطرح کرد- و ما گفتیم «مراد ایشان استحاله بالغیر است»- مبتنی بر دو مبنا بود: 1- قوام عبادیت و محور عبادیت را- مانند مشهور- قصد قربت بدانیم و بگوییم:

امتیاز واجب تعبّدی از واجب توصّلی در ارتباط با قصد قربت است. در نتیجه، قصد قربت به‌عنوان فصل ممیّزی در واجبات تعبّدیه مطرح می‌شود. 2- قصد قربت، به‌معنای قصد الأمر و داعویت امر است. و الّا اگر قصد قربت را به‌معنای دیگر- مثل انجام عمل به داعی محبوبیت یا حسن و ...- بدانیم، مانعی ندارد که قصد قربت در متعلّق امر اخذ شود، چه به‌صورت جزئیت و چه به‌صورت شرطیت. و این مطلبی است که مرحوم آخوند به آن تصریح کرده است.[279] ولی مرحوم آخوند به دنبال این مطلب می‌فرماید: امور دیگر- غیر از قصد الأمر- در مأمور به معتبر نیست زیرا تردیدی نیست که همین اندازه که انسان نماز را به داعی امر اتیان کند کفایت می‌کند و داعی محبوبیت یا حسن و ... معتبر نیست. مرحوم آخوند بر اساس دو مبنای فوق می‌فرماید: «قصد الأمر، نه می‌تواند به‌صورت شرطیت در مأمور به اخذ شود و نه به‌صورت جزئیت». ولی اگر کسی هیچ‌یک از این دو مبنا را قبول نکرد و یا مثل مرحوم حائری مبنای اوّل را نپذیرفت و براساس مبنای دیگری- غیر از مبنای مرحوم آخوند- کلام مرحوم آخوند را ردّ کرد، پاسخ او نمی‌تواند به‌عنوان جواب کلام مرحوم آخوند باشد. مرحوم حائری معتقد است: ملاک عبادیت، قصد قربت نیست بلکه خصوصیتی است که در عبادت وجود دارد و آن عبارت از تعظیم در مقابل خداوند و خضوع و خشوع در پیشگاه پروردگار می‌باشد و در مورد صلاة و امثال آن، هدایت پروردگار، مارا راهنمایی کرده که صلاة، تعظیم پروردگار است. اگرچه تعظیم در بعضی از اجزاء آن- مثل رکوع و سجود- ذاتی است و با عقول ما درک می‌شود ولی تعظیم بودن مجموعه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه