اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 331

صفحه 331

واجب است و وجوب آن‌هم وجوب نفسی است نه وجوب غیری. و همان‌طور که مرحوم آخوند در بحث برائت و اشتغال کفایة الاصول اشاره می‌کند، تعلّمْ واجب نفسی تهیُّئی است و به تعبیر مرحوم حائری واجب نفسی للغیر است. یعنی از طرفی جاهل را مأمورْ به تعلّم می‌کنند و اگر تعلّم نکرد او را عقاب می‌کنند ولی از طرف دیگر، تعلّمْ اصالت ندارد، خودش موضوعیت ندارد، بلکه برای عمل به احکام است و برای این است که مأمور به در خارج تحقق پیدا کند. پس تعلّم، هم عنوان نفسیّت در وجوبش هست و هم وجوبش للغیر است. مثال دوم: اگر کسی در ماه رمضان جنب شود، واجب است غسل جنابت را قبل از طلوع فجر انجام دهد. این وجوب از طرفی واجب غیری و مقدّمی نیست، زیرا اگر بخواهد واجب غیری و مقدّمی باشد لازم می‌آید که مقدّمه قبل از ذی المقدّمه وجوب پیدا کند، هنوز طلوع فجر نیامده تا روزه- که به‌عنوان ذی المقدّمه است- واجب شود، بنابراین نمی‌شود مقدّمه آن وجوب داشته باشد. و از طرفی این وجوب، تکلیف مستقلّی نیست بلکه در ارتباط با روزه ماه رمضان است به‌طوری که اگر کسی غسل نکند روزه‌اش باطل می‌شود. بنابراین باید بگوییم: غسل جنابت قبل از طلوع فجر در ماه رمضان، وجوبش للغیر است نه غیری و نه نفسی مستقل. مرحوم حائری پس از بیان مقدّمه فوق می‌فرماید:[281] در مثل نماز- از واجبات عبادی- مشهور این است که ما دو چیز داریم: یکی ذات صلاة و دیگری قصد قربت، که الآن مورد بحث ماست و در کلام مرحوم آخوند به «داعی الأمر» معنا شده بود و ما گفتیم: «استحاله، روی همین مبناست». اگر داعی الأمر به‌صورت جزئیت مطرح باشد، معنایش این است که مأمور به دارای دو جزء است: یکی صلاة و دیگری داعی الأمر. و اگر داعی الأمر به‌صورت شرطیت مطرح باشد، معنایش این است که مأمور به، صلاة مقیّد به داعی الأمر است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه