اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 342

صفحه 342

البته فعلًا نمی‌خواهیم همه جوانب انحلال را بررسی کنیم[291] ولی حد اقل آن این است که مسأله انحلال، مسأله روشنی نیست و قابل مناقشه است. مطلب دوم: همان گونه که در کلام مرحوم بروجردی و امام خمینی رحمه الله ملاحظه شد، اختلاف اساسی با مرحوم آخوند در ارتباط با داعویت امر بود. ما- به تبعیت از مرحوم بروجردی و امام خمینی رحمه الله- گفتیم: داعویت امر، یک معنای غیر معقولی است. اگر امر، داعویت و محرّکیت داشته باشد، نباید از تحقق مأمور به انفکاک پیدا کند، درحالی‌که مسئله به این صورت نیست. محرّک انسان به طرف انجام مأمور به، عبارت از خصوصیاتی است که به سبب بعضی از عقاید، در نفس انسان رسوخ دارد، مثل مسأله اعتقاد به معاد و بهشت و جهنّم و ... به‌طوری که اگر این مسائل نبود، شاید نود و نه درصد اوامر عبادی امتثال نمی‌شد. ما گفتیم: امر، صغرای مسئله را تأمین می‌کند. موضوع عقاب و ثواب را درست می‌کند و اگر امری نباشد، زمینه‌ای برای استحقاق عقاب یا استحقاق ثواب وجود ندارد ولی وقتی امر وجود پیدا کرد، صغری به‌وجود آمده است و ما در کبرای مسئله بحث داریم. آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه» در اینجا همان راه مرحوم آخوند را طی کرده و داعی الأمر را به همان صورت مطرح کرده است ولی از راه انحلال، که توضیح آن گذشت. بنابراین اگر ما این دو مبنا- یعنی مسأله انحلال و مسأله داعویت امر به کیفیتی که مرحوم آخوند مطرح کرد- را بپذیریم، کلام آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه» تمام خواهد بود ولی اگر حد اقل یکی از این دو مطلب مورد مناقشه باشد، همین مقدار در ردّ کلام ایشان کافی است، چه رسد به اینکه ما مطلب دوم را به‌طور کلّی نفی کردیم. البته ما گفتیم: این کلام ایشان، یک کلام ابتکاری نیست بلکه از «إن قلت» مرحوم آخوند اقتباس شده است، که ما در اینجا به بررسی آن می‌پردازیم:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه