اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 36

صفحه 36

پس بنابراین مبنا هم این بحث جریان دارد. بله اگر امر را به معنای شی‌ء بگیریم دیگر جای بحث علوّ و استعلاء نیست. مقدّمه دوم: آیا علوّ و استعلاء به چه معنایی است؟ علوّ: عبارت از یک اعتبار عقلایی است که عقلاء در مواردی برای اشخاص، یک نفوذ کلمه و یک عظمت و یک لزوم اطاعت قائل هستند. عقلاء- بما هم عقلاء- پدر را در ارتباط با فرزند، مولا را در ارتباط با عبد، زمامدار یک کشور را- هرچند به ناحق باشد- در ارتباط با مردم دارای علوّ می‌بینند و برای آنان نفوذ کلمه و عظمت و لزوم اطاعت قائلند. وقتی عقلاء وارد محیط شرع می‌شوند، با توجه به مزایایی که شرع برای بعضی از افراد قائل است، عقلاء هم به تبعیت شرع، او را دارای علوّ می‌بینند. عقلاء وقتی ملاحظه می‌کنند که وظیفه شرعی عوام، رجوع به مقلَّد و اخذ احکام از طریق اوست، به تبعیت از شرع، این علوّ را برای مقلَّد اعتبار می‌کنند. بنابراین مقصود از علوّ، اوّلًا: خصوص علوّ معنوی و مذهبی و علمی نیست بلکه علوّ از جهت قدرت هم دخالت دارد. علوّ ابوّت، مولویّت و امثال این‌ها از مصادیق علوّ می‌باشند. و ثانیاً: علوّ، تابع حق بودن یا ناحق بودن نیست. اگر در کشوری کودتا شود و زمامدار قبلی را به زندان انداختند، او دیگر علوّ خود را از دست داده و ازنظر عقلاء، زمامداران جدید واجد علوّ شده‌اند. و به حق بودن یا ناحق بودن، در این مسأله عقلایی دخالت ندارد. استعلاء: به‌معنای تکیه بر علوّ است و این دارای دو مورد است: 1- کسی ذاتاً دارای علوّ باشد و بر علوّ خود هم تکیه کند، که او را «عالی مستعلی» می‌نامیم، یعنی هم علوّ واقعی عقلایی دارد وهم با تکیه بر علوش دستوری داده است. 2- کسی ذاتاً واجد علوّ عقلایی نباشد بلکه سافل باشد ولی در مقام طلب، طور دیگری به خودش نگاه کند و خودش را عالی بپندارد و به تعبیر امروزی: از موضع قدرت صحبت کند، درحالی‌که در واقع فاقد قدرت است این را «سافل مستعلی» می‌نامیم. حال که معنای علوّ و استعلاء روشن شد باید ببینیم:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه