اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 360

صفحه 360

1- اطلاق لفظی مربوط به لفظ است و یکی از اصول لفظیّه به حساب می‌آید ولی اطلاق مقامی ربطی به لفظ ندارد و جزء اصول لفظیّه به حساب نمی‌آید. 2- در اطلاق لفظی، مولا در مقام بیان حکم است، یعنی مولا جمله انشائیه صادر می‌کند و اگر هم در ظاهرْ جمله خبریه باشد ولی باطنش جمله انشائیه است. جمله «لا صلاة إلّا بطهور» اگرچه در ظاهر، جمله خبریّه است ولی باطن آن جمله انشائی است و به معنای «یشترط فی الصلاة الطهور» می‌باشد. امّا در اطلاق مقامی، شارع به عنوان انشاءکننده و حاکم مطرح نیست بلکه به عنوان مخبر صادق و شخص مطّلع بر واقعیات مطرح است. او می‌داند صلاتی که معراج مؤمن است چه خصوصیاتی دارد، صلاتی که قربان کلّ تقی است چه خصوصیاتی دارد. لذا در اطلاق مقامی، انشاء و حکم به هیچ صورتی- نه به صورت نفسیت و نه به صورت غیریت- مطرح نیست. 3- در باب مطلق و مقیّد، وقتی شرایط تمسّک به اطلاق لفظی (/ مقدّمات حکمت) را ذکر می‌کنند، اولین شرط آن عبارت از این است که مولا در مقام بیان باشد نه در مقام اهمال و اجمال، در آنجا می‌گویند: «اگر مولا گفت: (أقیموا الصلاة) این دارای سه حالت است: الف: یک وقت ما از خارج احراز کرده‌ایم که مولا در مقام بیان است و می‌خواهد چیزهایی را که در مأمور به دخالت دارد بیان کند. ب: یک وقت از خارج احراز کرده‌ایم که مولا در مقام بیان نیست، بلکه می‌خواهد به نحو اجمال روی وجوب اقامه صلاة تکیه کند. امّا اینکه صلاة چیست؟ خصوصیات معتبر آن کدام است؟ مولا در مقام بیان این‌ها نیست. ج: گاهی ما شک می‌کنیم که آیا مولا در مقام بیان است یا نه؟ در این صورت، عقلاء بنا می‌گذارند بر اینکه مولا در مقام بیان بوده است. بنابراین از سه صورتی که گفتیم، فقط یک صورت است که مقدمات حکمت تمام نیست و آنجایی است که ما از خارج احراز می‌کنیم که مولا در مقام بیان نیست ولی در دو صورت دیگر، مقدّمات حکمت تمام است. در اطلاق لفظی مسئله به این صورت است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه