اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 391

صفحه 391

بیان کند، اعم از خصوصیاتی که امکان اخذ در متعلّق دارد و خصوصیاتی که امکان اخذ در متعلّق را ندارد. ما در آنجا در توضیح کلام مرحوم آخوند گفتیم: «مولا اگر در چنین مقامی باشد، لابد در مقام انشاء نیست، زیرا انشاء- روی مبنای مرحوم آخوند- به هر کیفیتی ممتنع است. بلکه مولا در مقام اخبار است و به عنوان اینکه یک مخبر صادق و مطّلع بر همه خصوصیات معتبر در تحقق غرض است، خصوصیات را بیان می‌کند». بنابراین شما (مرحوم آخوند) یک راه بیان را برای مولا باز گذاشتید، لذا تمسک به اطلاق مقامی را صحیح دانستید و گفتید: اگر مولا در چنین مقامی بود و ما دیدیم که همه مسائل را مطرح کرد ولی هیچ‌گونه اشاره‌ای به قصد قربت نکرد، در می‌یابیم که قصد قربت، اعتبار ندارد و الّا اگر اعتبار داشت، چرا مولا متعرّض آن نگردید با اینکه در چنین مقام و موقعیتی بود؟ پس اگر برای مولا یک راه بیان باز باشد، جایی برای تمسک به قاعده قبح عقاب بلابیان نیست، زیرا- همان‌طورکه گفتیم- «لا» ی داخل بر «بلابیان» نافیه است و معنای آن این است که هیچ‌گونه بیانی وجود نداشته باشد. و ما گفتیم که بیان، منحصر در خصوص مواردی نیست که امکان اخذ در متعلّق داشته باشند بلکه بیان در ارتباط با چیزهایی که امکان اخذ در متعلّق را دارند، به این صورت است که در متعلّق ذکر شوند ولی نسبت به چیزهایی که امکان اخذ در متعلّق را ندارند، به این کیفیت است که در ارتباط با اطلاق مقامی مطرح گردید. در این صورت، چه فرقی بین ما نحن فیه و مسأله اقلّ و اکثر ارتباطی است که شما می‌گویید: اگر در مسأله اقلّ و اکثر ارتباطی قائل به برائت عقلیه شویم، در ما نحن فیه نمی‌توانیم قائل به برائت عقلیّه شویم؟ ملاک در برائت عقلیّه، عبارت از قاعده قبح عقاب بلابیان است و اگر این قاعده در آنجا جاری شود[326]،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه