اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 406

صفحه 406

مرحوم آخوند نمی‌خواهد بگوید: «واجب نفسی، هیچ‌گونه قیدی ندارد» تا شما اشکال اتحاد قسم و مقسم را مطرح کنید. تردیدی در این معنا نیست که در قسم، باید خصوصیتی زاید بر مقسم وجود داشته باشد، لذا در واجب نفسی هم- مانند واجب غیری- باید ملتزم شویم که خصوصیتی زاید بر مقسم در آن وجود دارد. ولی فرق میان قید واجب غیری و قید واجب نفسی، در وجودی بودن قید و عدمی بودن آن می‌باشد.

قید در واجب غیری، قید وجودی است. وجوب وضو، مقیّد به وجوب ذی المقدّمه- یعنی صلاة- است، امّا قید در واجب نفسی، قید عدمی است. وجوب صلاة، مقیّد به وجوب چیز دیگر نیست، یعنی لازم نیست چیز دیگری وجوب داشته باشد تا صلاة، وجوب پیدا کند. و این «عدم لزوم وجوب چیز دیگر» به عنوان یک قید عدمی در واجب نفسی مطرح است. محقق کمپانی رحمه الله سپس می‌فرماید: حال که وجوب نفسی هم دارای قید است، ما در مقام اطلاق می‌توانیم عدم مدخلیت قید وجودی را استفاده کنیم، زیرا قید وجودی، نیاز به مئونه زاید دارد ولی قید عدمی نیاز به مئونه زاید ندارد.[335]

بررسی کلام محقق کمپانی رحمه الله‌

ابتدا به عنوان مقدّمه می‌گوییم: قضیّه سالبه دارای اقسامی است که ما در اینجا با دو قسم آن کار داریم: سالبه محصّله و سالبه معدوله. سالبه محصّله- که اکثر قضایای سالبه متداول از این قبیل است- دارای خصوصیتی است که هم با وجود موضوع سازگار است و هم با انتفاء آن. شما وقتی می‌گویید: «زید لیس بقائم»، این هم می‌سازد با اینکه زید وجود داشته باشد ولی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه