اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 409

صفحه 409

پس وقتی که هیچ‌گونه قیدی- نه وجودی و نه عدمی- در کلام مولا مطرح نبود، باید برویم سراغ مقسم- که همان مطلق است- زیرا مطلق، چیزی است که خالی از قید است و نتیجه اطلاق در ما نحن فیه این است که نه واجب نفسی برای شما مشخص می‌شود و نه واجب غیری، بلکه مطلق الوجوب ثابت می‌شود که نه قید وجودی به همراه دارد و نه قید عدمی. و نفسیّت و غیریّت را باید از جای دیگر استفاده کنیم. در مورد واجب تعیینی و تخییری و واجب عینی و کفائی نیز به‌همین‌صورت اشکال می‌شود.

راه دیگری برای تمسک به اطلاق‌

در اینجا بیان دیگری وجود دارد که می‌تواند اطلاق را ثابت کند، اگرچه این راه فقط در ارتباط با واجب نفسی و غیری پیاده می‌شود و در تعیینی و تخییری و عینی و کفائی جریان ندارد. برای توضیح این راه، ابتدا مقدّمه‌ای ذکر می‌کنیم: در دوران امر بین واجب نفسی و واجب غیری، ما در مقابل دو دلیل قرار داریم:

یکجا مولا می‌گوید: (أقیموا الصلاة) و در جای دیگر می‌گوید: «الوضوء واجب» و ما در این «الوضوء واجب» تردید داریم و نمی‌دانیم که آیا وضو هم مثل صلاة، وجوب نفسی دارد و در حقیقت، بین وضو و صلاة ارتباطی وجود ندارد یا اینکه «الوضوء واجب» در ارتباط با (أقیموا الصلاة) است، یعنی وجوبِ وضو، غیری و متولّد از وجوب اقامه صلاة است. بنابراین در دوران بین نفسیّت و غیریت ما همیشه با دو دلیل مواجه هستیم و اگر فقط یک دلیل و یک تکلیف مطرح باشد، ذی‌المقدّمه‌ای وجود ندارد تا ما بتوانیم احتمال غیریت بدهیم. پس از بیان مقدّمه فوق می‌گوییم: اگر وجوب وضو نفسی باشد، هیچ‌گونه ارتباطی به صلاة نخواهد داشت.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه