اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 41

صفحه 41

بررسی کلام مرحوم محقق قمی این معنایی که ایشان ذکر می‌کند، درحقیقت، مساوق با ایجاب است در حالی که ایجاب، یک معنا و استعلاء معنای دیگری دارد. ایجاب و استحباب دو قسم از طلب می‌باشند. چیزی را که انسان طلب می‌کند، گاهی می‌خواهد آن چیز حتماً تحقق پیدا کند و گاهی تحقق مطلوب، برایش رجحان دارد. ولی وجوب و استحباب، غیر از مسأله استعلاء است. استعلاء یعنی خود را عالی دیدن و بر علوّ تکیه کردن، اگرچه هیچ‌گونه غلظتی در قول نباشد. بله ممکن است گاهی تغلیظ القول، اماره برای استعلاء باشد ولی حقیقت استعلاء غیر از تغلیظ القول است. ممکن است سافل، خیلی آرام صحبت کند ولی برای خودش مدّعی علوّ باشد. علوّ، جهتی نفسانی است و وقتی شخصْ ادعای علوّ می‌کند، خودش را در موضع عالی می‌بیند، مثل شخص کم‌سوادی که خود را باسواد به‌حساب می‌آورد. البته انسانی که با نبودن علوّ، خودش را عالی می‌بیند، گاهی عقیده هم دارد و گاهی خالی از عقیده است.

نظریه دیگر در ارتباط با علوّ و استعلاء

بعضی گفته‌اند: مسأله علوّ و استعلاء، به‌صورت مانعة الخلوّ، در معنای امر دخالت دارد، یعنی یکی از این دو، کفایت می‌کند ولی امر نباید خالی از هر دو باشد. اینان در یک مورد با ما موافقند و آن در جایی است که هم علوّ و هم استعلاء باشد، که در این صورت، امر صدق می‌کند. آنچه مورد اختلاف است این است که استعلاء باشد ولی علوّ نباشد. اینان می‌گویند، این صورت هم امر است ولی ما آن را امر نمی‌دانیم. دلیلی که اینان برای این مطلب اقامه کرده‌اند این است که می‌گویند: اگر شخص

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه