اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 416

صفحه 416

ما در اینجا نمی‌خواهیم راجع به صحت و سقم این مطلب، بحث کنیم- و راجع به این دلیل در مباحث مربوط به هیئت افعل به طور مبسوط سخن گفتیم- بلکه می‌خواهیم بگوییم: بزرگانی- مانند حضرت امام خمینی رحمه الله- در ارتباط با اصل دلالت هیئت افعل بر وجوب از این راه وارد شدند و در ما نحن فیه هم عین همین مطلب پیاده می‌شود. اگر مولا گفت: «وضو واجب است» ما احتمال می‌دهیم که این وجوب، نفسی باشد و احتمال هم می‌دهیم که وجوب، غیری باشد. اگر غیری باشد، در شرایطی وجوبْ تحقّق دارد که ذی‌المقدّمه‌اش واجب باشد و اگر ذی المقدّمه، واجب نباشد، مقدّمه هم اتصاف به وجوب غیری پیدا نمی‌کند. مثلًا وضو قبل از فرا رسیدن وقت نماز مغرب و عشا وجوبی ندارد، زیرا ذی‌المقدّمه آن وجوب ندارد. و اگر وجوب آن، نفسی باشد دیگر کاری به غیر ندارد. باید وضو تحقق پیدا کند، ارتباطی هم- برفرض- به صلاة ندارد. پس اکنون مولا وضو را واجب کرده و عبد هم در حال تحیّر و تردّد است، آیا اگر مخالفت کرد و وضو نگرفت و از او سؤال شد: چرا وضو را ترک کردی؟

می‌تواند بگوید: «من احتمال می‌دادم که وجوب وضو، غیری باشد و وجوب غیری در زمانی ثابت است که ذی‌المقدّمه‌اش وجوب داشته باشد و چون هنوز وقت وجوب ذی المقدّمه فرا نرسیده است، من وضو را ترک کردم»؟ چنین عذری از عبد پذیرفته نمی‌شود. در مسأله تعیینی و تخییری نیز همین مطلب جریان دارد. مولا چیزی را واجب کرده، احتمال می‌دهیم به صورت واجب تعیینی باشد و احتمال می‌دهیم به صورت واجب تخییری باشد. معنای واجب تخییری این است که اتیان طرف دیگر- که احتمال دارد عِدلِ این طرف باشد- کفایت می‌کند، حال اگر این شخص، محتمل العِدلیة را اتیان کرد و از او سؤال کردند: «چرا دستور مولا را رعایت نکردی؟» و او بگوید: «چون احتمال می‌دادم تخییری باشد و اگر تخییری باشد، اتیان محتمل العدلیة کفایت می‌کند و من محتمل دیگرش را اتیان کردم» این عذر از جانب او پذیرفته نمی‌شود. عقل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه