اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 421

صفحه 421

ظهور در وجوب است یعنی هر دو از مقوله ظهور در معنای حقیقی می‌باشند؟ به این کیفیت که فرضاً واضع در مقام وضع، دو حالت برای هیئت افعل در نظر گرفته، یکی حالت هیئت افعل در غیر این دو موقعیت و دیگری هم حالت هیئت افعل در این دو موقعیت. و گفته است: اگر هیئت افعل در غیر این دو موقعیت باشد، آن را برای بعث وجوبی (یا طلب وجوبی) وضع کردم و اگر در این دو موقعیت باشد، آن را برای اباحه وضع کردم، که مسأله ظهور در اباحه، مستند به وضع واضع باشد و هر دو ظهور، از یک سنخ می‌باشند؟ آیا این است معنای کلام مشهور؟ یا این که مشهور نمی‌خواهند این دو ظهور را از سنخ واحد بدانند، بلکه می‌خواهند بگویند: هیئت افعل، به حسب معنای حقیقی و به حسب وضع واضع، برای بعث وجوبی وضع شده است امّا وقوع آن در یکی از این دو موقعیت، به منزله «یرمی» در «رأیت أسداً یرمی» است و یک ظهور ثانوی در معنای مجازی- آن‌هم با استناد به قرینه- تحقق پیدا می‌کند، ولی قرینه بر دو قسم است: گاهی قرینه به صورت قرینه شخصیّه و جزئیه است، مانند «یرمی» در «رأیت أسداً یرمی» که سبب می‌شود جمله، ظهور در رجل شجاع پیدا کند و مقصود از اسد، معنای استعاره‌ای و مجازی باشد، و گاهی از اوقات هم قرینه به صورت قرینه عامّه و قرینه کلّیه است، مثل ما نحن فیه که وقوع امر بعد از نهی یا بعد از توهّم نهی، قرینه عامّه‌اند بر اینکه مقصود از امر، معنای حقیقی اوّلی آن نیست بلکه مقصود، معنای مجازی آن می‌باشد[347] که به نظر مشهور، آن معنای مجازی عبارت از اباحه است، آن‌هم با توجه به مبنایی که مشهور در باب مجاز دارند و مجاز را استعمال مستقیم لفظ در غیر ما وضع له می‌دانند[348]؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه