اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 425

صفحه 425

اعتماد نکرده باشد. پس اینجا جای أصالة الظهور نیست. أصالة الظهور، موضوعْ لازم دارد. باید ظهور تحقق داشته باشد، هرچند که ظهور، منحصر به محدوده معنای حقیقی نیست و همان‌طورکه قبلًا گفتیم: «در معنای مجازی هم ظهور تحقق پیدا می‌کند». جریان اصالة الحقیقة: آیا در اینجا می‌توان اصالة الحقیقة را مطرح کرد؟ در اصالة الحقیقة دو احتمال وجود دارد: احتمال اوّل: این است که أصالة الحقیقة، یک اصل مستقل نباشد بلکه شعبه‌ای از أصالة الظهور باشد، زیرا أصالة الظهور، هم در ظهور در معنای حقیقی مطرح است و هم در ظهور در معنای مجازی. و أصالة الحقیقه، تنها بخش ظهور در معنای حقیقی را دلالت می‌کند. بنابراین احتمال- که واقع هم همین است- در جاهایی که کلام مشتمل بر چیزی است که صلاحیت قرینیت دارد، نه أصالة الظهور پیاده می‌شود و نه أصالة الحقیقه. احتمال دوم: این است که بگوییم: أصالة الحقیقة، یک اصل عقلایی تعبدی است که در بین عقلا هم، اصل تعبدی فرض کنیم و بگوییم: این اصل، هیچ پایه و ریشه‌ای ندارد، استناد به ظهور هم ندارد. مورد أصالة الحقیقه جایی است که در حقیقی بودن و مجازی بودن یک استعمال شک کنیم، اگرچه در هیچ‌کدام هم ظهور نداشته باشد و گویا همین حقیقی بودن، یک رجحان و مزیّتی است که سبب می‌شود کلام را بر معنای حقیقی حمل کنیم، درحالی‌که از نظر عدم ظهور با معنای مجازی مشترک است. اگر ما در باب أصالة الحقیقه یک چنین مبنایی را اختیار کردیم، باید در جمله «رأیت أسداً و ذئباً یرمی» بگوییم: «اسد، حمل بر معنای حقیقی می‌شود ولی نه به خاطر ظهور در آن معنا بلکه به خاطر أصالة الحقیقه که یک اصلی است که تعبداً نزد عقلا معتبر است». ولی این مبنا را نمی‌توان پذیرفت که اصلی در بین عقلا بدون جهت و فقط به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه