اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 432

صفحه 432

مشتقات نیست بلکه مصدر هم یکی از مشتقات است و مانند سایر مشتقات، دارای هیئت و مادّه است، خصوصاً با توجه به اینکه هیئات مصادر هم یک هیئات خاصه‌ای است و این‌طور نیست که هر هیئتی صلاحیت مصدریت داشته باشد. در ثلاثی مزید که نه تنها هیئات مصادر مشخص است بلکه منحصر هم هست و از آن ابوابی که ذکر کرده‌اند تجاوز نمی‌کند. در ثلاثی مجرّد هم هیئاتش محفوظ است، هر چیزی نمی‌تواند عنوان مصدری پیدا کند. در رباعی مجرّد و رباعی مزید نیز همین‌طور است. پس اینکه ما می‌بینیم مصادر دارای هیئات خاصّی است، دلیل بر این است که مصادر هم- مانند مشتقّات دیگر- دارای ماده و هم دارای هیئت است و چیزی که هم دارای مادّه و هم دارای هیئت است نمی‌تواند مادّه سایر مشتقات واقع شود. آنچه در مشتقات جریان دارد، نفس مادّه است امّا هیئت مصدر- مثل فَعْل- در ماضی و مضارع محفوظ نیست آنچه محفوظ است، همان مادّه‌ای است که هم در مصدر محفوظ است و هم در سایر مشتقات. ممکن است کسی بگوید: ما تا به حال چنین چیزی نشنیده بودیم. ما از روز اوّل که وارد بحث‌های ادبی شدیم به ما می‌گفتند: «بدان که مصدر اصل کلام است» و تا کنون فکر می‌کردیم معنای این جمله این است که مصدر، مادّه برای افعال و مشتقات است. ولی بنا بر آنچه شما می‌گویید مصدر هم در ردیف سایر مشتقات قرار گرفته و دارای مادّه و هیئت است و چیزی که مادّه و هیئت دارد نمی‌تواند مادّه برای سایر مشتقات واقع شود. مرحوم آخوند در پاسخ اشکال فوق می‌فرماید: معنای جمله «مصدر اصل کلام است» این نیست که مصدر، مادّه مشتقات است، بلکه اصل بودن مصدر به این معناست که واضع وقتی خواسته لفظی را برای یک معنای کلّی وضع کند، اوّلین لفظی که در این زمینه وضع می‌کند مصدر است که دارای مادّه و هیئت می‌باشد. و پس از آن می‌آید مشتقات دیگری را که با این مصدر، در لفظ و معنا مشترکند وضع می‌کند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه