اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 437

صفحه 437

مگر مجموع دارای وضع است، تا اینکه مرّه یا تکرار، در معنای موضوع له آن دخالت داشته باشد؟ خیر، ما یا باید مرّه و تکرار را به حساب مادّه و یا به حساب هیئت بگذاریم، امّا اگر بخواهیم بگوییم: «مجموعه مادّه و هیئت دلالت بر مرّه یا تکرار می‌کند، نه خصوص مادّه و نه خصوص هیئت» لازمه این حرف این است که ما برای مجموعه حسابی باز کنیم و وضعی قائل شویم، درحالی‌که در هیچ‌یک از مشتقات، این معنا وجود ندارد، فقط در مصدر است که مجموع مادّه و هیئت دارای وضعی جدا از وضع مادّه و وضع هیئت است، آن‌هم نه روی آن معنایی که ما ذکر کردیم. بنا بر معنایی که ما ذکر کردیم، مصدر، هم هیئتش دارای یک معنا و هم مادّه‌اش دارای یک معناست. مادّه، دلالت بر «کتک» و هیئت دلالت بر «زدن» یا «خوردن» می‌کند و باز مسأله تعدّد مطرح است. بنابراین مسلّم است که ما نباید مسأله مرّه و تکرار را به حساب مجموعه مادّه و هیئت بگذاریم که هیئت به تنهایی چنین دلالتی نداشته باشد، مادّه هم به تنهایی دلالت نداشته باشد ولی مجموع مادّه و هیئت، دلالت بر مرّه یا دلالت بر تکرار کند.

پس آنچه تا اینجا متعیّن می‌شود همان نظریه اوّل است که نزاع را در ارتباط با هیئت می‌دانست. ولی امام خمینی رحمه الله این نظریه را مورد اشکال قرار داده و نظریه دیگری را مطرح کرده است که در حقیقت به عنوان تحقیق مسأله مرّه و تکرار می‌باشد که در ذیل به بحث و بررسی پیرامون آن می‌پردازیم:

نظریه سوم: نظریه حضرت امام خمینی رحمه الله‌

ایشان ابتدا می‌فرماید: معقول نیست که مرّه و تکرار در ارتباط با هیئت باشد، زیرا مفاد هیئت، عبارت از بعث وجوبی اعتباری (یا طلب وجوبی)[354] و مفاد مادّه عبارت از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه