اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 438

صفحه 438

ماهیت است و اگر مرّه و تکرار بخواهد به این بعث و تحریک وجوبی اعتباری ارتباط پیدا کند، معنای مرّه قابل تصوّر است، زیرا معنای مرّه این می‌شود که «بعث و تحریک وجوبی اعتباری، به این ماهیت تعلّق گرفته ولی مرّة واحدة»، یعنی مرّه واحده، در ارتباط با تعلّق و هیئت است. ولی معنای تکرار قابل تصور نیست، زیرا تکرار باید قید برای هیئت باشد، و در این صورت معنای تکرار این می‌شود که «بعث و تحریک وجوبی اعتباری، مکرّراً به مفاد مادّه، یعنی نفس ماهیت تعلّق گرفته است». درحالی‌که نفس این معنا غیر قابل تصور است، نه اینکه دلیلی بر نفی تکرار داشته باشیم، زیرا ماهیت واحده، بدون هیچ‌گونه تغییر و اختلافی- از نظر زمان و غیر زمان- نمی‌تواند به طور مکرّر، متعلّق بعث و تحریک قرار گیرد. یک هیئت افعل، با یک استعمال و در یک زمان، نمی‌تواند بعث و تحریک متعدّدی را متوجّه یک ماهیت کند. خواه ما مفاد هیئت افعل را اراده بدانیم یا بعث و تحریک بدانیم. تشخّص اراده، به مراد است، اگر مراد، واحد باشد و هیچ‌گونه تعدّدی در آن وجود نداشته باشد، اراده‌های متعدّد نمی‌تواند به آن تعلّق گیرد. کسی نمی‌تواند بگوید: «من در زمان واحد، در آنِ واحد- بدون هیچ تغییری- فلان چیز را چند مرتبه اراده کردم». در بعث و تحریک هم همین‌طور است اگر بعث و تحریک جنبه تأکید داشت، مولا می‌توانست به‌طور مکرّر امر کند ولی اینجا جنبه تأکید ندارد و مسأله تأسیس مطرح است و نمی‌تواند به طور مکرّر به یک ماهیت تعلّق بگیرد، با فرض اینکه در نفس ماهیت و زمان استعمال، هیچ‌گونه تعدّد و تقیّدی وجود ندارد. روشن است که قائل به تکرار نمی‌تواند چنین امر غیر معقولی را ادعا کند. بنابراین ما قبل از اینکه وارد مقام اثبات شویم و وجود دلیل بر تکرار را نفی کنیم، در مقام ثبوت مسئله را خاتمه داده و می‌گوییم: «قول به تکرار، در ارتباط با هیئت، قابل تصوّر نیست». اشکال: مرحوم آخوند در همین بحث مرّه و تکرار فرموده است: «فلاسفه می‌گویند: الماهیة من حیث هی هی لیست إلّا هی، لا موجودة و لا معدومة،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه