اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 447

صفحه 447

اشکال مرحوم آخوند به صاحب فصول رحمه الله:

مرحوم آخوند نسبت به هر دو مسئله، توضیحی ارائه کرده است که از انضمام آن دو توضیح ثابت می‌شود که هر دو مسئله دارای استقلالند و هر قائلی در مسأله تعلّق امر به طبیعت یا فرد، می‌تواند هریک از سه قول در مسأله مرّه و تکرار را اختیار کند. مرحوم آخوند در مورد مسأله تعلّق امر به طبیعت یا فرد می‌فرماید: کسانی که معتقدند اوامر به طبایع تعلّق می‌گیرد، نمی‌خواهند بگویند: «امر- و به تعبیر ایشان «طلب»[366]- به نفس ماهیت تعلّق می‌گیرد، اصلًا تعلّق طلب به ماهیتْ ممکن نیست، زیرا فلاسفه می‌گویند: الماهیة من حیث هی هی لیست إلّا هی لا مطلوبة و لا غیر مطلوبة[367] یعنی ماهیت در مقام ذات، جز خودش چیزی نیست و در مرحله ذات، نه عنوان مطلوبیتْ مطرح است و نه غیر مطلوبیت. مرحوم آخوند در جای دیگر می‌گوید: همه عناوین متضاد و متناقض در ارتباط با ذات ماهیت این‌چنین است، یعنی همان‌طورکه ماهیت در مرحله ذات لا مطلوبة و لا غیر مطلوبة است، لا موجودة و لا معدومة و نیز لا محبوبة و لا مبغوضة است. در حقیقت، هر دو طرف متناقضین، از مرحله ذات ماهیت بیرون هستند. نه طلب، به طبیعت متعلّق است و نه عدم الطلب، به طبیعت متعلّق است. نه وجود به طبیعت متعلّق است و نه عدم. بنابراین کسانی که می‌گویند: «امر به طبیعت متعلّق است» نمی‌خواهند بگویند:

«امر به نفس طبیعت متعلّق است» چون گفتیم: «ماهیت، در مرحله ذات، نه موجود است و نه معدوم». بلکه مقصود از تعلّق امر به طبیعت، تعلّق امر به وجود است. ولی فرق بین کسانی که می‌گویند: «امر به وجودْ متعلّق است» و کسانی که می‌گویند: «امر به فردْ متعلّق است» این است که ما مثلًا وقتی زید را ملاحظه می‌کنیم، یک وقت او را به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه