اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 453

صفحه 453

ماهیت، هیچ‌یک از متناقضین نقشی در جسم ندارند. پس این جمله مرحوم آخوند که «الماهیة من حیث هی هی لیست إلّا هی، لا موجودة و لا معدومة، لا مطلوبة و لا غیر مطلوبة، لا محبوبة و لا مبغوضة» فی نفسه کلام درستی است ولی این در ارتباط با حمل اوّلی ذاتی است، امّا در مسأله تعلّق اوامر به طبایع، کسانی که می‌گویند: «اوامر به طبایع تعلّق می‌گیرند» و به تعبیر مرحوم آخوند: «طلب، مفاد امر است و به طبیعت تعلّق می‌گیرد»، نمی‌خواهند بگویند: «اوامر، جزء ماهیت این طبایع است»، زیرا جای این کلام است که شما در مقابل آنان بگویید:

«الماهیة من حیث هی هی لیست إلّا هی» بلکه می‌خواهند بگویند: «همان‌طورکه در قضیّه «الجسم أبیض»، «الجسم» مصداقی برای مفهوم و معنای «أبیض» است در «ماهیة الصلاة مطلوبة» نیز همین‌طور است. در این قضیّه نمی‌خواهیم بگوییم:

«مطلوبیت، جزء ماهیت صلاة است» بلکه در اینجا حمل شایع صناعی مطرح است و ملاک حمل شایع صناعی اتحاد وجودی است، یعنی باید موضوع، یکی از مصادیق محمول باشد و هیچ کاری به مرحله ماهیت نداریم. همان‌طورکه ما قضیّه «زید إنسان» را به صورت حمل شایع صناعی تشکیل می‌دهیم، قضیّه «ماهیة الصلاة مطلوبة» نیز به‌همین‌صورت است. ما نمی‌خواهیم بگوییم: «مطلوبة، داخل در ماهیت صلاة است» بلکه می‌خواهیم بگوییم: «ماهیت صلاة، مصداقی از مصادیق مطلوبة است. و در حقیقت، بین ماهیت صلاة و مطلوبة، اتحاد وجودی برقرار است». بنابراین به مرحوم آخوند می‌گوییم: شما برای اینکه پای وجود را به میان بیاورید و بگویید: «الأمر طلب وجود الطبیعة» و مسأله تعلّق اوامر به طبایع را به همین کیفیت تفسیر کنید، از طریق «الماهیة من حیث هی هی لیست إلّا هی ...» وارد شدید، درحالی‌که بحث ما در ارتباط با طلبی است که متعلّق به ماهیت است، مانند عروض بیاض بر جسم، نه اینکه طلبْ داخل ماهیت باشد. در حقیقت، دلیل شما با مدّعا تطبیق نمی‌کند. مدّعا این است که «الطلب لا یتعلّق بالطبیعة» و دلیل این است که «الماهیة من حیث هی هی لیست إلّا هی» و بین این مدّعا و دلیل تطابقی وجود ندارد. چه کسی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه