درحالیکه ما وقتی به کتاب لغت مراجعه میکنیم میبینیم معنای «وجود» به هیچ عنوان در هیئت «افعل» مطرح نیست. خواه مفاد هیئت «افعل» را «طلب» بدانیم یا «بعث و تحریک اعتباری». جهت دوم: امام خمینی رحمه الله در ارتباط با اصل مسئله- که نزاع در مرّه و تکرار، مربوط به هیئت باشد- اشکال مهمّی را مطرح کردند و آن اشکال این بود که اگر ما قید وحدت و تکرار را در ارتباط با مفاد هیئت بدانیم، لازم میآید نسبت به هیئت- که یک معنای حرفی است- دو لحاظ (آلی و تبعی) صورت بگیرد درحالیکه معانی حرفیه، لحاظشان تبعی است نه آلی. در نتیجه باید در ارتباط با یک هیئت، ما معنا را هم به صورت لحاظ آلی و تبعی ملاحظه کرده باشیم و هم- با توجه به اینکه میخواهد مقیّد به وحدت و تکرار شود- به صورت لحاظ استقلالی ملاحظه کرده باشیم. ما گفتیم: تقیید معنای حرفی و دو لحاظ در مورد آن مانعی ندارد ولی در صورتی که در دو کلمه باشد. در «ضربت زیداً یوم الجمعة» گفتیم: «یوم الجمعة» قید برای اسناد ضربْ به متکلّم است. اسناد ضرب به متکلّم، یک معنای حرفی است و این معنای حرفی مقیّد به «یوم الجمعة» شده است.
ولی درعین حال، مانعی ندارد، زیرا وقتی میگوید: «ضربتُ»، هیئتْ، همان معنای حرفیِ آلت برای غیر را دارد امّا وقتی به «یوم الجمعة» میرسد، همان معنای آلت برای غیر را به صورت استقلالی لحاظ میکند و چون دو کلمه است، دو زمان است، مانعی ندارد که در یک زمان به صورت آلت برای غیر لحاظ شود و در زمان دیگر به صورت استقلالی. امّا در هیئت افعل ما دو لفظ نداریم، بلکه یک هیئت داریم و این امکان ندارد که در مقام استعمال، هم مشتمل بر لحاظ تبعی و هم مشتمل بر لحاظ آلی باشد. بله اگر یک لحاظ در ارتباط با هیئت و یکی در ارتباط با مادّه بود، امکان داشت ولی در اینجا فقط هیئت مطرح است. این اشکال را امام خمینی رحمه الله در ارتباط با اینکه اصل نزاع مرّه و تکرار مربوط به