اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 480

صفحه 480

تراخی نه در مادّه مطرح است و نه در هیئت و نه از مجموع مادّه و هیئت تبادر می‌کند.

مؤیّد این مسئله این است که فوریت و تراخی در ارتباط با زمان است و همان‌طور که از صیغه افعل، هیچ‌گونه تقیّدی نسبت به مکان خاصی استفاده نمی‌شود و هیچ‌کس چنین احتمالی را در مورد صیغه افعل نمی‌دهد، مسأله زمان هم به‌همین‌صورت است.

در نتیجه هیچ‌یک از فوریت و تراخی نمی‌تواند نقشی در مدلول صیغه افعل داشته باشد. البته قائلین به فوریت و قائلین به تراخی این معنا را قبول دارند که زمان خاص یا مکان خاص هیچ نقشی در مدلول صیغه افعل ندارد بلکه آنان مسأله فوریت یا تراخی را از راه دیگر استفاده می‌کنند. قائلین به فوریت می‌گویند: در اوامر شرعیه، ما فوریت را استفاده می‌کنیم. توضیح: بحث ما، یکی از مباحث الفاظ است و در مباحث لفظی، بحثْ عمومیت دارد. اگر ما می‌گوییم: «صیغه افعل، دلالت بر الزام می‌کند» معنایش این نیست که صیغه افعل صادر از شارع چنین است، بلکه اگر مولای عرفی هم نسبت به عبدش، از طریق صیغه افعل، امری را صادر کند، آن‌هم ظهور در الزام دارد. پدری که اطاعتش بر فرزند واجب است نیز اگر صیغه افعلی نسبت به فرزند صادر کند، ظهور در وجوب دارد.

مباحث لفظی، جنبه عمومیت دارد، ولی نتیجه‌ای که ما از این مباحث خواهیم گرفت، در ارتباط با احکام فقهیّه و احکام شرعیه است، اما اصل بحثْ عام است، زیرا ما در بسیاری از مباحث لفظیّه به تبادر تمسک می‌کنیم. تبادر، معنای حقیقی لغوی را مشخص می‌کند نه اینکه ارتباطی به شارع داشته باشد. بنابراین استناد به تبادر در این بحث‌های لفظی دلیل بر این است که این بحث‌ها عام است. البته ما این بحث‌های عام را در احکام فقهیه مورد استفاده قرار داده و حکم خداوند را استنباط می‌کنیم. قائلین به فوریت می‌گویند: «ما از راه‌های دیگر مسأله فوریت را استفاده می‌کنیم، اما نه آن فوریتی که مربوط به لغت و وضع باشد. ما ادلّه خارجیه‌ای داریم که آن ادلّه، حساب اوامر شرعیه را از اوامر دیگر جدا می‌کند». و به عبارت دیگر: قائلین به فوریت می‌گویند: ما با شما موافقیم که تقیّد به فوریت، ازنظر لغت و موضوع له

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه