اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 485

صفحه 485

عمل خیر، اطاعت اوامر خداوند است. بنابراین (استبقوا) به مقتضای هیئتش دلالت بر وجوب و به مقتضای مادّه‌اش- که عبارت از استباق است- دلالت بر سرعت و فوریت می‌کند و نتیجه این می‌شود: «یجب الاستباق إلی کلّ خیر» و بالاترین مصداق خیر، همین اطاعت اوامر خداوند متعال است. پاسخ استدلال به آیات فوق: استدلال به این دو آیه شریفه برای اثبات دلالت صیغه امر بر فوریت، از چند جهت مورد مناقشه قرار گرفته است و با توجه به اینکه بعضی از مناقشات در مورد هر دو آیه و بعضی اختصاص به یکی از این دو آیه دارد ما اشکالات را به‌صورت یکجا مطرح کرده و به مورد هریک اشاره می‌کنیم: اشکال اوّل: در مورد آیه (وَ سارِعوا إلی مَغفرة مِن رَبّکم) این اشکال مطرح است که این آیه، وجوب مسارعت را منحصر به سبب مغفرت نکرده است، بلکه دنبال آیه می‌فرماید: (وَ جَنّة عَرضُها السَّماوات وَ الأرض)، عَرْض در جایی که مقابل طول ذکر شود، در مقابل طول است ولی در اینجا به‌معنای وسعت است و اینکه بعضی از مفسّرین در معنای آیه تصور کرده‌اند که آیه می‌خواهد بگوید: «وقتی عرض جنّت، عبارت از آسمان‌ها و زمین است، پس طول آن چقدر است؟»[385] ظاهراً معنای تمامی نیست. حال وقتی در آیه شریفه، عبارت (وَ جنَّة عَرضُها السَّماوات وَ الأرض) بر کلمه (مغفرة) عطف شده است، ظاهر این است که بین آن دو، مغایرت وجود دارد، زیرا ظاهر عطف، مغایرت بین معطوف و معطوف علیه است و اینکه عطف، بخواهد عطف تفسیری باشد، خلاف ظاهر است. اصلًا عطف تفسیری خلاف ظاهر است و نیاز به قرینه دارد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه