اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 503

صفحه 503

آن بر استحباب نیز می‌باشد.[394] سپس گفتیم: «ممکن است ایشان بخواهد امر را امر ارشادی بگیرد». اکنون می‌خواهیم این معنا را نیز مورد مناقشه قرار دهیم، زیرا: اوّلًا: امر ارشادی تابع این است که ببینیم آیا عقل، در مورد امر ارشادی، حکم به حُسن دارد یا نه؟ ما وقتی به عقل مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم اگرچه عقل، حکم به حُسن می‌کند، ولی خیرات را با هم مقایسه نمی‌کند و حکم به حسن استباق بنماید بلکه خیرات را در مقابل ترکشان و در مقابل امور غیر خیر ملاحظه کرده و حکم به حسن استباق نسبت به آنها می‌کند. اگر ما بخواهیم امر در آیه شریفه (فاستبقوا الخیرات) را حمل بر ارشاد کنیم، باید بپذیریم که عقل، به همین کیفیتی که در آیه مطرح است، حکم به حسن استباق می‌نماید. این مسئله در آیه شریفه (أطیعوا اللَّه) روشن است. اطاعة اللَّه، قبل از اینکه در آیه شریفه، مأمور به واقع شود، عقلْ حکم به حسن آن و لزوم آن می‌کند. لزوم عقلی به نفس همین اطاعة اللَّه تعلّق گرفته و آیه شریفه هم حکم را روی همین اطاعة اللَّه برده است. و به عبارت دیگر: مورد حکم عقل و مورد امر ارشادی، یک عنوان است. حال اگر ما بخواهیم در ما نحن فیه هم مسأله امر ارشادی را مطرح کنیم، باید حکم عقل هم به همین مورد و با همین خصوصیت مطرح باشد. ما اگرچند خیر را به عقل عرضه بداریم، می‌بینیم عقل در ارتباط با تقدیم یا تأخیرِ خیری نسبت به خیرِ دیگر حکمی ندارد بلکه می‌گوید: «کار خیر را باید هرچه زودتر انجام داد»، عقل، این استباق به خیر را در مقابل ترک آن و در مقابل اشتغال به اموری که اتصاف به خیر ندارند مطرح می‌کند، نه اینکه بگوید: «در بعضی از این خیرات، نسبت به بعض دیگر، حسن وجود دارد». در حقیقت، آن ارشادی که مرحوم آخوند در کفایه مطرح می‌کند، غیر از ارشادی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه