اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 505

صفحه 505

باطل است و هم قول به تراخی- به‌معنای تقیید به تراخی نه به‌معنای جواز تراخی- باطل است. چون گفتیم: قائل به تراخی مسأله جواز تراخی را مطرح نمی‌کند بلکه مراد او تقیید به تراخی است.

تذییل بحث فور و تراخی‌

اگر کسی قائل به فوریت شد- چه در مورد خصوص اوامر شرعیه باشد یا در مطلق اوامر- و معنای فوریت هم تقیید به فوریت بود، آیا اگر مکلّفْ قید فوریّت را در مقام عمل ملاحظه نکرد و مأمور به را در زمان اوّل انجام نداد، در زمان ثانی، تکلیف برای او ثابت است یا اینکه چون تکلیفْ مقیّد به فوریّت بوده و «إذا انتفی القید انتفی المقیّد»، پس تکلیف کنار رفته و در زمان ثانی، تکلیفی وجود ندارد؟ در پاسخ این سؤال می‌گوییم: به‌طور کلّی در مقیّد و قیدها، ما به دو نوع مقیّد و قید برخورد می‌کنیم: 1- مقیَّد و قیدی که به نحو وحدت مطلوب مطرح است، یعنی مولا در ارتباط با این مقیَّد و قید، بیش از یک مطلوب ندارد و آن عبارت از مقیّد با توجه به قید است به‌طوری که اگر قیدش منتفی شود، دیگر ذات مقیّد، هیچ مطلوبیتی برای مولا ندارد، مثل اینکه مولا بگوید: «أعتق رقبة مقیّدة بالإیمان» و ما فهمیدیم که هدف مولا، بیشتر از یک مطلوب نیست و آن «عتق رقبه مؤمنه» است، به‌طوری که اگر رقبه غیر مؤمنه آزاد شود، اصلًا سر سوزنی هدف مولا تحقّق پیدا نکرده است. 2- مقیّد و قیدی که به نحو تعدّد مطلوب مطرح است، مثل نمازهای یومیّه که مقید به وقت است. نماز ظهر و عصر، مقیّد است به ما بین زوال تا غروب شمس، ولی نحوه تقیّد آن، به نحو وحدت مطلوب نیست که اگر کسی عمداً رعایت این قید را نکرد، دیگر حتی قضای نماز ظهر و عصر هم بر او واجب نباشد. خیر، مولا در ارتباط با

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه