اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 59

صفحه 59

نقص است پس گویا این‌ها اشتراک در بعض ذات و تمایز در کمال و نقص دارند. محققین از فلاسفه که وجود قسم چهارم را مطرح کرده‌اند نمی‌خواهند چنین چیزی بگویند. آنان می‌گویند: «علت اینکه ما ممکن الوجود را وجود ناقص می‌دانیم این است که ممکن الوجود، نیاز به علت موجده دارد» افتقار به علت موجده، چه ارتباطی با حقیقت وجود دارد؟ افتقار به علت موجده، نمی‌تواند به‌عنوان فصلِ وجود، مطرح شود بلکه این چیزی خارج از حقیقت وجود است. یا مثلًا در واجب‌الوجود که ما می‌گوییم: «واجب‌الوجود، وجود کامل است چون احتیاج به علت موجده ندارد» عدم افتقار به علت موجده، نمی‌تواند حقیقت وجود را عوض کرده و آن را دوتا کند. کمال و نقص، مثل ناطقیت و صاهلیت در ارتباط با ماهیت انسان نیست. پس چه چیز است؟

اینان می‌گویند: درست است که وجود کامل و وجود ناقص، دارای یک جهت مشترک و یک جهت ممیّز هستند ولی حقیقت این نوع تمایز، عبارت از این است که در اینجا «مابه‌الاشتراک»، عین «مابه‌الامتیاز» است و «مابه‌الامتیاز» هم عین «مابه‌الاشتراک» است، یعنی ما دو چیز نداریم. شما مسئله را در بیاض شدید و بیاض ضعیف- که قدری محسوس است- ملاحظه کنید. آیا در بیاض شدید، ما یک بیاض داریم و یک شی‌ء دیگر و در بیاض ضعیف هم یک بیاض داریم و یک شی‌ء دیگر؟ خیر، در بیاض شدید، ما غیر از واقعیت بیاض، چیزی نداریم و در بیاض ضعیف هم، غیر از واقعیت بیاض، چیزی نداریم، ولی با وجود این، شدت و ضعف و کمال و نقص مطرح است امّا مطرح بودن کمال و نقص و شدت و ضعف، غیر از مطرح بودن ناطقیت و صاهلیت و حتی غیر از عوارض مشخصه است. در مورد عوارض مشخّصه، گفتیم: مجموعه عوارض مشخّصه زید، متمایز از مجموعه عوارض مشخّصه عَمرو است. زید پسر بکر و عَمرو پسر خالد است و همین باعث جدا شدن این دو از یکدیگر می‌شود. سایر خصوصیاتی که در فردیّت نقش دارد و موجب تمایز است نیز به‌همین‌صورت است. ولی در اینجا نمی‌توانیم بگوییم: بیاض شدید، مرکب از بیاض و چیز دیگر و بیاض ضعیف هم مرکب از بیاض و چیز دیگر است. شدت و ضعف چیزی نیست که خارج از بیاض و زاید بر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه