اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 60

صفحه 60

بیاض باشد. لذا در اینجا تعبیر معروف «مابه‌الاشتراک عین مابه‌الامتیاز و مابه‌الامتیاز، عین مابه‌الاشتراک است» را مطرح کرده‌اند. آنچه بیاض شدید را از بیاض ضعیف جدا می‌کند، همان بیاض است نه چیز دیگر. علت اینکه بعضی از فلاسفه، این قسم از تمایز را ردّ کرده‌اند این بوده که تصویر آن، قدری برایشان مشکل بوده است.

دیده‌اند معنا ندارد دو شی‌ء از هم متمایز باشند ولی نه در تمام ذات متمایز باشند و نه در جزء ذات و نه به لحاظ عوارض مشخّصه و خصوصیات فردیّه. ولی محققین از فلاسفه که با نظر دقیق به مسئله نگاه کرده‌اند، نوع چهارم از تمایز را که معروف است به اینکه «مابه‌الامتیازشان عین مابه‌الاشتراک است» قبول کرده‌اند، و این مسئله در مثل نور و بیاض و امثال این‌ها تا حدّی هم وجدانی است.[54] پس از بیان مقدّمه فوق، وارد بحث وجوب و استحباب می‌شویم تا ببینیم:

آیا تمایز بین وجوب و استحباب چگونه است؟

اشاره

روشن است که کسی نمی‌تواند تمایز بین وجوب و استحباب را به تمام ذات بداند.

این امر باطلی است که وجوب و استحباب، مانند جوهر و عرض باشند و هیچ جهت اشتراکی در ارتباط با ذات نداشته باشند. این را کسی توهّم نکرده است. اما تمایز به بعض ذات، که عبارت از فصل است، در بعضی از کتابهای اصولی قدیم، این‌گونه فکر شده و الآن هم ممکن است کسی این‌گونه تصور کند که تمایز بین این دو، تمایز به فصل است، یعنی وجوب و استحباب، مثل انسان و بقر، تمایزشان به فصل است. در ارتباط با کیفیت آن نیز راه‌های مختلفی مطرح شده است:[55]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه