اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 80

صفحه 80

می‌شود. امر اعتباری تحقق دارد، امّا وعاء آن، غیر از وعاء واقع و غیر از وعاء ذهن است. ولی امور اعتباریه، در فلسفه حظّی ندارند زیرا فلسفه به دنبال یک واقع به‌معنای اعم است لذا مسأله وجود ذهنی هم در فلسفه محلّ بحث قرار گرفته که آیا حظّی از حقیقت دارد یا نه؟ چه رسد به امر اعتباری که انسان هرچه ملاحظه می‌کند می‌بیند چیزی وجود ندارد، نه در زید تغییری به‌وجود آمده نه در عَمرو و نه در کتاب. بله می‌توان گفت: وجود انشائی محدود به اعتباریات نیست و بعضی از مفاهیم واقعیّه را هم دربر می‌گیرد. مفاهیمی چون استفهام، تمنّی، ترجّی و ... از این قبیلند، که در عین اینکه دارای وجود انشائی هستند، مصداق حقیقی و واقعی هم دارند. طلب مورد بحث ما هم از این قبیل است که چند جور وجود برای آن تصوّر می‌شود. مرحوم آخوند می‌فرماید: استفهام‌هایی که در قرآن در ارتباط با خداوند مطرح شده، استفهام حقیقی نیست، زیرا استفهام حقیقی، ناشی از جهل استفهام‌کننده است و چنین چیزی در ارتباط با خداوند محال است. بلکه این استفهام‌ها، استفهام انشائی است. استفهام انشائی- برای خاطر اغراض و اهدافی- در مورد خداوند متعال، مانعی ندارد. در باب ترجّی و تمنّی نیز این‌گونه است.[70] هریک از این مفاهیم، دارای سه نوع وجود می‌باشند: وجود ذهنی، وجود حقیقی و وجود انشائی. وجود ذهنی آنها، عبارت از تصور همین مفاهیم است و وجود انشائی آنها به این معناست که الفاظی گفته شود و به سبب آن الفاظ، تحقق این معانی اراده شود. مثلًا متکلم می‌خواهد مفهوم طلب با گفتن «اضْرِبْ» تحقق پیدا کند و یا مفهوم استفهام با گفتن (وَ مَا تِلکَ بِیَمینِک یَا مُوسی)[71] تحقق پیدا کند. و همین‌طور است لیت و لعلّ‌هایی که در قرآن وجود دارد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه