اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 82

صفحه 82

معتبِر است و ما که متشرعه هستیم، معتبِر را عبارت از شارع می‌دانیم. شارع در مواردی اعتبار ملکیت کرده است. بعضی از این موارد، دارای عاملی غیر اختیاری است که ربطی به انسان ندارد. مثلًا موت مورّث، امری غیر اختیاری است و شارع به‌واسطه آیات ارث، ملکیت وارث را- با سهام معینی- نسبت به اموال مورّث اعتبار کرده است.

بعضی دیگر از این موارد، دارای عاملی اختیاری است ولی مسأله انشاء در آن مطرح نیست، مثلًا حیازت مباحات یک امر اختیاری واقعی است و به دنبال این حیازت، شارع آمده و ملکیت حیازت‌کننده را اعتبار کرده است. اما وقتی سراغ بیع می‌آییم با (أحلَّ اللَّهُ البِیع)[73] مواجه می‌شویم. «أحلَّ» در این آیه شریفه «أحَلَّ» وضعی است نه تکلیفی. معنایش این است که شارع همین بیع متداول و عرفی را مورد امضاء قرار داده است. یعنی اوّل باید یک بیع عرفی تحقق پیدا کند تا شارع بیاید و آن را امضا کند و ملکیت بایع نسبت به ثمن و ملکیت مشتری نسبت به مبیع را اعتبار کند. همان‌طور که در احکام تکلیفیه این‌گونه است. ابتدا باید خمر تحقق پیدا کند تا نجاست و حرمت شرب برآن مترتب شود. بنابراین در باب بیع هم اعتبار به دست شارع است، پس چگونه شما می‌گویید:

«امر اعتباری به‌وسیله «بعت» وجود پیدا می‌کند»؟ خیر، آن امر اعتباری به دست شارع است. باید ابتدا «بعت» تحقق پیدا کند تا شارع به دنبال آن «أحَلَّ» را پیاده کرده و بیع را امضاء و تصویب نماید. پس اگرچه بیع امری اعتباری است ولی آیا اعتبار به دست کیست؟ آیا به دست انشاءکننده است یا به دست شارع؟ معلوم است که به دست شارع است. آیا شما می‌گویید: «قول «بعت» سبب وجود اعتبار شارع است»؟ ما نمی‌توانیم چنین چیزی را بپذیریم. اعتبار شارع مربوط به خود اوست و سبب وجود آن، عبارت از بایع نیست. به‌عبارت دیگر: آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه» می‌فرماید: ما نمی‌خواهیم وجودات

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه