اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 84

صفحه 84

کنید، بلکه باید برهان اقامه کنید. البته ما می‌خواهیم بگوییم: «استدلال شما بر علیه مشهور، یک استدلال منطقی نیست» و الّا ما که مدّعی وجود انشائی هستیم، برای اثبات آن دلیل اقامه خواهیم کرد. ثانیاً: به نظر می‌رسد در کلام ایشان خلطی صورت گرفته و همان خلط باعث شده تا کلام مشهور را مورد اشکال قرار دهند، ایشان در مورد وجودات اعتباریه فرمودند:

«منشأ تحقّق وجودات اعتباریه به دست اعتبارکننده و به دست شارع است» سپس کلام مشهور را مورد اشکال قرار داده و فرمودند: «الفاظ نمی‌تواند سبب برای اعتبار شارع شود بلکه اعتبار شارع مربوط به خود اوست». در حالی که مراد مشهور از تحقّق یک امر اعتباری، مانند بیع توسّط «بعت»، این نیست که با گفتن «بعت» ملکیت شرعیه ایجاد می‌شود. زیرا ملکیت شرعیه متأخّر از بیع است. و همان‌طور که آیت اللَّه خویی «دام ظلّه» قبول دارند باید بیعی در کار باشد تا شارع ملکیت را اعتبار کند. اما اساس اشکال اینجاست که بحث ما در مورد خود بیع، قبل از اعتبار شارع است. ولی ایشان آن را به مرحله بعد- یعنی مرحله اعتبار شارع- کشانده و می‌فرماید: «بعتُ نمی‌تواند سبب وجود اعتبار شارع شود». اصلًا بحث ما در این مرحله ربطی به اعتبار شارع و حتی اعتبار عقلاء هم ندارد. بلکه بحث در رتبه مقدّم بر این اعتبار است. سؤال: آیا در رتبه متقدّمه، خود این بایع می‌تواند اعتبار ملکیت کند؟ اگر بگویید: نمی‌تواند، پس چرا شما می‌گویید: «بعت، آن چیزی را که در نفس بایع است و یک امر اعتباری است، ابراز می‌کند»؟ معنای این حرف این است که بایع می‌تواند ملکیت را اعتبار کند، نه ملکیت شرعیه و نه ملکیت عقلائیه، بلکه خودش می‌تواند اعتبار ملکیت کند، البته این اعتبار ملکیت، به‌ضمیمه عقد، موضوع می‌شود برای اعتبار ملکیت عقلاء و شارع. بنابراین، شما قبول دارید که در مرحله موضوع، خود بایع می‌تواند اعتبار ملکیت کند و قبول کردید که این، ربطی به شارع و عقلاء ندارد. اگر شما دایره اعتبار را این‌گونه توسعه دادید- و چاره‌ای هم جز این ندارید- ما

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه