اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 85

صفحه 85

همین‌جا وجود انشائی را پیاده می‌کنیم و می‌گوییم: وجود انشائی عبارت از این است که این امر اعتباری به نام بیع- به اعتقاد بایع- به «بعت» تحقق پیدا کند. این امر اعتباری، گاهی منشأ اعتبار عقلاء و شارع می‌شود و گاهی هم منشأ اعتبار آنان نیست، مثل اینکه معامله‌ای واقع شود که هم عقلاء آن را باطل می‌دانند و هم شارع. اما در همان معامله فاسد، وجود انشائی تحقق پیدا کرده ولی نه شارع اثری برآن مترتب کرده و نه عقلاء.

2- نظریه آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه»

ایشان می‌فرماید: به‌نظر ما انشاء عبارت از این است که انسان به‌وسیله لفظ یا شبه لفظ، آنچه در نفس دارد ابراز کند. آنچه در نفس است گاهی یک امر حقیقی و واقعی است، مثل مواردی که طلب حقیقی در کار باشد. اگر مولا به دنبال طلب حقیقی، جمله انشائیه‌ای صادر کرد، این جمله انشائیه، از آن طلب حقیقی که در نفس مولاست پرده برمی‌دارد. و گاهی آنچه در نفس است عبارت از یک امر اعتباری و طلب اعتباری است، مثل اینکه در نفس خود، ملکیت یا زوجیّت را اعتبار کند. در اینجا، «بعت» یا «أنکَحْتُ» می‌آید و آن اعتبار نفسانی را ابراز می‌کند. سپس می‌فرماید: اصلًا این مسأله ابراز، اختصاص به جمل انشائیه ندارد بلکه در جمل خبریه نیز همین‌طور است. هیئت جمله خبریه، برای ابراز آنچه در نفس مخبر است وضع شده است. آنچه در نفس مخبر است عبارت از قصد حکایت از یک واقعیت است و جمله خبریه می‌آید آن را ابراز می‌کند. بنابراین، فرق بین جمله خبریه و انشائیه در ارتباط با ما فی النفس است. اگر ما فی النفس، قصد حکایت از یک واقعیت باشد، جای جمله خبریه است ولی اگر قصد حکایت نباشد بلکه واقعیتی در خود نفس یا امری اعتباری در خود نفس وجود داشته باشد از آن به جمله انشائیه تعبیر می‌شود.[75]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه