اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 86

صفحه 86

بررسی نظریه آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه»: اینکه ایشان می‌فرماید: «بِعْتُ، به‌عنوان ابرازکننده ما فی النفس است» به این معناست که بیع در همان حالت نفسانی تحقق پیدا کرده است و به تعبیر و تصریح خود ایشان، این لفظ، اماریت و کاشفیت دارد از آنچه در نفس است. آیا مسئله به این صورت است یا آنچه مشهور می‌گویند درست است؟ مشهور می‌گویند: قبل از اینکه «بعتُ» و «اشتریتُ» بیاید، چیزی تحقق پیدا نکرده است. امر اعتباری، به سبب «بعتُ» وجود پیدا می‌کند. بنابراین هم مشهور و هم آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه» قبول دارند که در اینجا امری اعتباری- با قطع‌نظر از شارع و عقلاء- وجود دارد، ولی بحث در این است که آیا آن امر اعتباری نفسانی که قبل از عقد است، حقیقتِ بیع بوده و لفظْ کاشف از آن است یا اینکه امر اعتباری به خود این لفظ، وجود پیدا می‌کند. به‌نظر ما امر اعتباری به خود لفظ تحقق پیدا می‌کند و بیع، در رتبه قبل از عقد تحقق ندارد. شاهد این مطلب، مراجعه به عقلاست. آیا انشاءات عقلاء، به چه صورتی است؟ ما در معاملات ملاحظه می‌کنیم انسان چه‌بسا به انشاء خودش توجّهی ندارد.

وقتی انسان می‌خواهد به‌عنوان وکالت، صیغه نکاحی را جاری کند، آیا واقعاً قبل از عقد نکاح، مطلب را تمام‌شده می‌بیند و آن مطلب تمام‌شده را با لفظ اظهار می‌کند؟ روشن است که در این صورت، عقد مانند قباله نکاح خواهد بود و همان‌طور که قباله، حاکی از نکاحی است که انجام شده، عقد هم حاکی از نکاحی است که قبلًا واقع شده است. آیا واقعاً این‌طور است؟ ما وقتی به خودمان- به‌عنوان متشرعه تحصیل‌کرده- مراجعه می‌کنیم می‌بینیم مسئله این‌طور نیست. قراردادهایی که بین عقلاء انجام می‌شود حاکی از این نیست که قرارداد، قبلًا انجام شده است بلکه قراردادها به نفس همین الفاظ، انجام می‌گیرد. علاوه بر این، اگر شما الفاظ را به‌عنوان اماره و کاشف مطرح می‌کنید، ما به شما

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه