اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 87

صفحه 87

می‌گوییم: اماره و کاشف مربوط به‌صورت شک است. اگر شما یقین دارید که این اعتبار نفسانی تحقق دارد، دیگر مُبرِز، چه کاری می‌خواهد انجام دهد؟ آیا مُبْرِز، موضوعیت دارد یا طریقیت؟ معنای اماره و کاشف بودن الفاظ، عبارت از طریقیت است. حال اگر ما طریقیتِ بالاتری داشته باشیم یعنی علم به ما فی النفس این زوجه یا بایع داشتیم، یقین داشتیم که این بایع، در نفس خودش ملکیت را اعتبار کرده، یا یقین داشتیم زوجه در نفس خودش، زوجیت را اعتبار کرده است، دیگر چه نیازی به این لفظ داریم؟ آیا شما جرأت می‌کنید بگویید این مُبْرِزِ بالاتر کافی است؟ خیر، کسی نمی‌تواند چنین حرفی بزند. در نتیجه، الفاظ جنبه موضوعیت دارند و اگر لفظ، موضوعیت داشت، معنایش این است که قبل از الفاظ، چیزی تحقق پیدا نکرده است بلکه با لفظ تحقق پیدا می‌کند.

آن چیزی که به لفظ، تحقق پیدا می‌کند همان بیع- که امری اعتباری است- می‌باشد.

همان‌طور که شارع، بیع را اعتبار می‌کند، بایع هم به کلمه «بعتُ»، این امر اعتباری را ایجاد می‌کند. و این ایجاد امر اعتباری به دست بایع، که حتماً باید با لفظ یا شبه لفظ باشد، وجود انشائی نامیده می‌شود. در نتیجه، نه اشکال آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه» به مشهور وارد بود و نه راه‌حلّی که ایشان ارائه کرده، راه حلّ درستی است. بنابراین، حقیقت وجود انشائی، همان چیزی است که مشهور و شهید اوّل رحمه الله ذکر کردند و مراجعه به عقلاء هم آن را تأیید می‌کند.

نظریه مرحوم آخوند در ارتباط با طلبی که معنای «أ، م، ر» است‌

پس از آنکه اجمالًا با معنای وجود انشائی آشنا شدیم، مرحوم آخوند می‌فرماید: ما عقیده داریم طلبی که معنای «أ، م، ر» است عبارت از طلب انشائی است نه طلب حقیقی و نه مطلق طلب. ولی اگر شما اصرار داشته باشید که مادّه امر- در مقام وضع- برای مطلق طلب وضع شده است، ما نمی‌توانیم این معنا را انکار کنیم که ماده امر به‌واسطه کثرت استعمال در خصوص طلب انشائی، انصراف به طلب انشائی پیدا کرده است. همان‌طور که خود کلمه طلب، با اینکه ازنظر لغت، موضوع برای مطلق طلب است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه