ایضاح الکفایه: درسهای متن کفایه الاصول حضرت آیه الله فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 285

صفحه 285

قلت: لا یذهب علیک أنه لیس حال الرواه فی الصدر الأول فی نقل ما تحملوا من النبی (صلّی اللّه علیه و علی أهل بیته الکرام) أو الإمام علیه السّلام من الأحکام إلی الأنام، إلا کحال نقله الفتاوی إلی العوام. و لا شبهه فی أنه یصح منهم التخویف فی مقام الإبلاغ و الإنذار و التحذیر بالبلاغ، فکذا من الرواه، فالآیه لو فرض دلالتها علی حجیه نقل الراوی إذا کان مع التخویف، کان نقله حجه بدونه أیضا، لعدم الفصل بینهما جزما [1].


______________________________

و عقوبت اخروی ابلاغ کند که مثلا ترک واجب عقوبتی در آخرت دارد و مدّعای ما این است که خبر واحد را فی الجمله حجّت قرار دهیم و بگوئیم مثلا خبر زراره حجّت است شما هم می خواهید فی الجمله خبر واحد را حجّت قرار دهید امّا در مقام استدلال می گوئید انذار منذر حجّت است درحالی که راوی بما هو راوی اصلا در مقام انذار و تخویف نیست او می گوید قال الصّادق علیه السّلام کذا، شما کتب حدیث را ببینید آیا روات بدنبال نقل احکام و احادیث مسئله تخویف را مطرح کرده اند؟ خیر.

انذار و تخویف را مرشد و راهنما برای مردم عوام بیان می کند گاهی هم مجتهد انذار و تخویف می کند.

[1]- جواب: مرحوم آقای آخوند جوابی می دهند که تا حدّی قابل مناقشه است که وضع روات در صدر اوّل شبیه حال آن کسانی بوده است که امروز برای مردم مسائل و احکام دین را می گویند و اکثرا امروز افراد فتاوا را توأم با انذار و تخویف برای مردم بیان می کنند. حال روات در صدر اوّل هم شبیه این افراد بوده است و می توانستند و در شأنشان بود که ضمن نقل روایت و بیان حکم خدا تخویف و تهدید بنمایند (یصح منهم التخویف فی مقام الابلاغ).

لذا می گوئیم که انذار شامل نقل خبر هم می شود و حتی آن روایتی را که توأم با انذار نباشد در برمی گیرد.

ما یقین داریم فرقی بین این دو صورت نیست اگر روایت توأم با انذار حجّت شد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه