ایضاح الکفایه: درسهای متن کفایه الاصول حضرت آیه الله فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 37

صفحه 37

الحق أنه یوجبه؛ لشهاده الوجدان بصحه مؤاخذته، و ذمه علی تجریه، و هتکه لحرمه مولاه و خروجه عن رسوم عبودیته، و کونه بصدد الطغیان، و عزمه علی العصیان، و صحه مثوبته، و مدحه علی قیامه بما هو قضیه عبودیته، من العزم علی موافقته و البناء علی إطاعته، و إن قلنا بأنه لا یستحق مؤاخذه أو مثوبه، ما لم یعزم علی المخالفه أو الموافقه، بمجرد سوء سریرته أو حسنها، و إن کان مستحقا للّؤم أو المدح بما یستتبعانه، کسائر الصفات و الأخلاق الذمیمه أو الحسنه. و بالجمله: ما دامت فیه صفه کامنه لا یستحق بها إلا مدحا أو لؤما، و إنما یستحق الجزاء بالمثوبه أو العقوبه مضافا إلی أحدهما، إذا صار بصدد الجری علی طبقها و العمل علی وفقها و جزم و عزم، و ذلک لعدم صحه مؤاخذته بمجرد سوء سریرته من دون ذلک، و حسنها معه، کما یشهد به مراجعه الوجدان الحاکم بالاستقلال فی مثل باب الاطاعه و العصیان، و ما یستتبعان من استحقاق النیران أو الجنان [1].


______________________________

آیا تجرّی و انقیاد موجب عقاب و ثواب هستند؟

[1]- آخوند خراسانی رحمه اللّه می فرمایند: ما بعد از آنکه به وجدان مراجعه کردیم (مقصود از وجدان همان عقل است) همان عقلی که در باب اطاعت و عصیان به طور استقلال حکم به استحقاق مثوبت و عقوبت می کند همان عقل در مورد انقیاد و تجرّی حکم می نماید که عبد منقاد، مستحق مدح و مثوبت و عبد متجرّی، مستحق ذم و عقوبت است. زیرا عبد متجرّی درصدد طغیان نسبت به مولا برآمده است و تصمیم بر عصیان در برابر او گرفته است و عمل خارجی را به عنوان عصیان مرتکب می شود لکن آن عمل بحسب واقع معصیت نمی باشد.

همچنین در عبد منقاد، وجدان و عقل شهادت می دهد که او مقیّد و پایبند به مقتضای عبودیّت و بندگی است و بنای قطعی بر اطاعت نسبت به مولا دارد لذا مستحق ثواب و مدح است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه