متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 3 صفحه 176

صفحه 176

غالبا نیز این چنین است.

و اگر در باب روایات مصطلحه خبر واحد ثقه قابل اعتماد باشد، پس باید در باب نقل اجماع به طریق اولی اعتماد نمود. چرا که راویان احادیث اکثرشان مجتهد و متخصص نبوده بلکه عامی بوده اند، با این وجود، روی وثوق به آنان خبرشان را می پذیریم تا چه رسد به مدعیان اجماع.

و لذا: در باب روایت مصطلح همه علما می گویند: راوی باید ضابط، ثقه، معدّل به عدلین باشد، لکن در باب نقل اجماع این شرایط وجود ندارد چرا که شأن مدعی اجماع اجلّ از این حرفها و مقامش بالاتر از این صحبتها است.

* حاصل مقدمه اول و دوم در شکل منطقی چیست؟

اجماع منقول برای ما نقل سبب (اتفاق الکل) می کند. (مقدمه اول- صغری)

این نقل سبب حجت است. (مقدمه دوم- کبری)

پس: اجماع منقول حجت است. (مقدمه سوم- نتیجه)

* در بیان نتیجه فوق تستری چه می گوید؟

می گوید: المنقول کالمحصل. یعنی: همان طور که اگر خود منقول الیه می رفت و وجود حجت معتبره را که عبارت است از حکم واقعی و قول امام و یا حکم ظاهری و دلیل معتبر، از طریق تحصیل اجماع کشف می نمود.

اکنون هم که خبر مخبر را پذیرفت نتیجه آن ترتب آثار برآن است. یعنی: خود را جای او می گذارد و به همان نتیجه می رسد.

* آیا هیچ گونه تفاوتی در میان این دو طریق وجود ندارد؟

چرا وجود دارد، بدین معنا که: اگر خود منقول الیه تحصیل اجماع کرده باشد، یقین وجدانی پیدا می کند ولی حالا که خبر مخبر را پذیرفته، یقین تعبدی پیدا می کند.

به عبارت دیگر: برای ناقل استکشاف قطعی و برای منقول الیه ظنی است، چرا که از نظر منطقی نتیجه تابع اخسّ المقدمتین است.

یعنی: فی المثل:

اگر یکی از دو مقدمه دلیل بدیهی و دیگری نظری باشد، نتیجه نظری است.

یا اگر یکی از دو مقدمه کلیه بود و دیگری جزئیه، نتیجه جزئیه است.

یا اگر یکی از دو مقدمه موجبه و دیگری سالبه بود، نتیجه سالبه است.

یا اگر یکی از دو مقدمه علمی و دیگری ظنی بود، نتیجه ظنی است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه