که دو فتوی هم مشهور باشند، لکن تصوّر مطلب به این صورت است که:
در دو عصر، دو شهرت محقق شود، مثل آنچه میان متقدّمین و متأخرین پیش آمده که مشهور میان قدما تنجّس آب چاه بوده و مشهور میان متأخرین طهارت آن است، پس دو فتوای متقابل مشهور هم متصور است، البته نه در یک عصر بلکه در دو عصر. و این همان توجیه خنده دار است.
* نظر شیخ پیرامون توجیه مذکور چیست؟
این توجیه خنده دار است زیرا که:
اولا: تعبیرات دو حدیث خود بیانگر این است که: مراد مشهورین من حیث الروایه است و نه فتوی.
فی المثل: در مرفوعه دارد که (مأثوران عنکم) و یا در مقبوله دارد (الخبران عنکم).
ثانیا: در زمان ائمه چنین چیزی مورد ابتلا نبوده تا اینکه سائل از آن سؤال کند.
* چرا شیخ فرمود: (و الا فلا معنی للاستشهاد ... الخ)؟
زیرا مراد امام از استشهاد به حدیث تثلیث، بیان حکم شاذ است نه امر بیّن الرشد و بیّن الغیّ. چرا که امر این دو بسیار روشن و نیازی به شرح و بیان ندارد تا اینکه حضرت نیازمند باشند به حدیث روایت شده از پیامبر متمسک شوند.
* مراد از عبارت (فتدبّر) در پایان متن چیست؟
شاید اشاره باشد به اینکه:
و لو در آن عصر مبتلابه نبوده باشد، لکن، سؤال از حکم یک موضوع متوقف نیست بر مورد مبتلا به بودن آن در زمان سؤال، بلکه می پرسند تا اگر در آینده نیز موردی پیدا نمود حکم آن معلوم باشد.
پایان مبحث شهرت