- [دلیل دوم] (تمسّک به اخبار برای اثبات حجیّت خبر واحد) 3
- اشاره 3
- [ادامه ادله حجیت خبر واحد از اقسام ظنون معتبره از (مقصد دوم در ظن)] 3
- تشریح المسائل 5
- (تمسّک به طائفه دوم از اخبار در حجّیت خبر واحد) 11
- اشاره 11
- تشریح المسائل) 13
- (استدلال به طائفه سوّم از اخبار در اثبات حجیّت خبر واحد) 14
- اشاره 14
- تشریح المسائل 15
- تشریح المسائل 20
- (ادامه طرح روایات و نظر شیخ) 23
- تشریح المسائل 24
- (تمسّک به طائفه چهارم از روایات) 28
- تشریح المسائل 31
- و امّا تقریر اجماع (بر حجیّت خبر واحد) از وجوه مختلفی است: 35
- [وجه اول از وجوه تقریر اجماع بر حجیت خبر واحد] 35
- اشاره 35
- [دلیل سوم] (تمسّک به اجماع در اثبات حجیّت خبر واحد) 35
- تشریح المسائل 36
- اشاره 39
- تشریح المسائل 41
- (ادامه کلام شیخ طوسی و طرح اشکالی دیگر) 43
- اشاره 43
- تشریح المسائل 44
- تشریح المسائل 48
- (اجمالی از کلام شیخ طوسی پیرامون خبر واحد و شرایط عمل به آن) 51
- اشاره 51
- تشریح المسائل 52
- (ادامه کلام شیخ طوسی) 56
- اشاره 59
- تشریح المسائل 60
- (مقاله صاحب معالم) 63
- اشاره 63
- تشریح المسائل 65
- (نظر یکی از اخباریون در تایید صاحب معالم و اهانت به علّامه و بزرگان شیعه) 67
- (مقاله محدّث استرآبادی) 67
- اشاره 67
- تشریح المسائل 69
- (نظر شیخ انصاری راجع به عمل شیخ طوسی به اخبار مجرد از قرینه) 72
- اشاره 75
- (انتقاد شیخ از فراز اخیر کلام سید صدر (شهاب الدین عاملی) 75
- تشریح المسائل 79
- اشاره 85
- (قضاوت شیخ انصاری میان مرحوم محقّق و علّامه) 85
- تشریح المسائل 89
- اشاره 94
- (حاصل کلام در جمع میان قول سید و شیخ) 94
- تشریح المسائل 99
- اشاره 101
- تشریح المسائل 103
- اشاره 106
- (قرائنی که بر صحّت و صدق اجماع شیخ و علّامه دلالت دارند) 106
- (بیان محقّق در کتاب معتبر) 109
- (مقاله مرحوم شهید در کتاب ذکری) 110
- (استشهاد به کلام علّامه مجلسیّ) 110
- (بیان و نظر شیخ انصاری) 112
- (بیان مرحوم شیخ بهایی در کتاب مشرق الشّمسین) 112
- اشاره 112
- (شیخ انصاری و تمسّک به انصاف) 113
- (بیان فاضل قزوینی در لسان الخواص) 114
- (وجه دوّم از وجوه تقریر اجماع بر حجیّت خبر واحد) 115
- اشاره 115
- تشریح المسائل 116
- (وجه سوم از وجوه تقریر اجماع بر حجیّت خبر واحد) 118
- اشاره 118
- تشریح المسائل 120
- (وجه چهارم از وجوه تقریر اجماع بر حجیّت خبر واحد) 123
- اشاره 123
- (وجه بناء عقلاء بر عمل به خبر واحد) 124
- (وجه پنجم از وجوه تقریر اجماع بر حجیّت خبر واحد) 129
- (دلیل چهارم بر حجیّت خبر واحد [عقل می باشد که بر چند وجه است]) 135
- (وجه اوّل از وجوه تقریر دلیل عقلی بر حجّیت خبر واحد) 135
- اشاره 135
- برخی از این وجوه اختصاص به اثبات حجیّت خبر واحد دارد و برخی دیگر اثبات کننده حجیّت ظنّ است به طور مطلق و یا بالاجمال. 135
- [اما بخش اول و آن وجوهی که اختصاص به اثبات حجیت خبر واحد دارد پس تقریر آن از جهاتی می باشد] 135
- اشاره 135
- اشاره 143
- تشریح المسائل 144
- اشاره 148
- تشریح المسائل 149
- (تقریر دوّم از دلیل عقلی بر حجیّت خبر واحد) 153
- (تقریر سوم از دلیل عقلی بر حجّیت خبر واحد) 154
- تشریح المسائل 159
- اشاره 164
- (نکات مقدّماتی) 164
- [اما بخش دوم] (حجّیت مطلق ظنّ و ادلّه قائم شده برآن) 164
- (الظنّ الخاصّ و الظّن المطلق) 170
- (مقدّمات دلیل انسداد) 171
- فهرست مطالب 178
تشریح المسائل
* شیخ طوسی چه دلیلی در اثبات مدّعای خود (وجود اجماع بر حجیّت خبر واحد) اقامه نموده است؟
می فرماید:
طبق تحقیق ما طائفه شیعه به خبر واحد عمل می کنند، مگر راویش از مخالفین باشد.
اگر خبر واحد، آن هم خبر واحدی که کاشف از قول معصوم است، حجّت نبود، به آن عمل نمی کردند. پس خبر واحد با اجماع شیعه حجّت است.
* نخستین اشکال به ادّعای شیخ طوسی چیست؟
این است که می گویند: قضیّه به عکس است و طائفه شیعه عمل به خبر واحد را در حکم عمل به قیاس می دانند. پس اگر شما عمل به خبر واحد را در شیعه جایز می دانید، باید عمل به قیاس را نیز نزد آنان جایز بشمارید.
* پاسخ شیخ طوسی به اشکال مذکور چیست؟
این است که بله، اولا: علمای شیعه بالاجماع به خبر واحد عمل نمی کردند، لکن خبری که راویانش از اهل سنّت و جماعت بوده اند.
امّا خبر واحد مرویّ از طریق ائمه اطهار مورد احترام آنان بوده، برطبق آن عمل کرده و فتوی داده اند.
ثانیا: قیاس خبر واحد با قیاس باطل، قیاسی مع الفارق است، چرا که بطلان قیاس، از بدیهیات مذهب شیعه است و عامل به آن را طرد کرده و با او قطع رابطه می کنند و حال آنکه مطلب نسبت به خبر واحد بالعکس است.
* فرق دو اصطلاح (اصل) و (کتاب) در متن چیست؟
اصل، مجرد کلام معصوم است، لکن کتاب، شامل کلام نویسنده آن نیز می شود. همان طور که نوادر اصطلاحا به مجموعه ای اطلاق می شود که در آن احادیث غیر منضبط و اخباری که به واسطه کمی اش باب مستقلی در کتب حدیث برای آن باز نکرده اند.