متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 9 صفحه 350

صفحه 350

تخییر است باز هم مطلقا چنین است، چرا شما در اینجا برخلاف این قانون قائل به تفصیل شده اید؟

* عباره اخرای این اشکال در یک گفتمان ساده چیست؟

مستشکل اعتراض کرده از جناب شیخ می پرسد:

جناب شیخ در رابطه با جزء مشکوک دو خبر متعارض وارد شده است بفرمائید ببینیم قاعده و قانون جهت حلّ مسئله در اینجا چیست؟ تخییر است یا تساقط؟ کدام یک از این دو برای شما قانونیت دارند؟

جناب شیخ اگر بگوئید قانون در تعارض خبرین تخییر است با بودن اطلاق معتبر هم باید بگوئید: اذن فتخیّر. نه اینکه خبرین را نادیده گرفته به سراغ اصاله الاطلاق رفته و مسئله را بطور کلّی از محل بحث که شک است خارج کرده، به باب ظن ببرید.

خیر نباید به اصاله الاطلاق رجوع کنید بلکه باید به همان اذن فتخیّر عمل کنید و اگر بگوئید در تعارض خبرین قانون تساقط است بدین معنا که وقتی دو خبر با هم تعارض می کنند باید تساقط کنند، پس باید در صورت نبود خطاب مطلق قابل استفاده هم باید تساقط بکنند و نه اینکه شما بگوئید: اذن فتخیّر

جناب شیخ دو پهلو حرکت نکنید و نگوئید: تاره تخییر و تاره تساقط بلکه یک حرف بزنید یا تخییر مطلقا و یا تساقط مطلقا.

به عبارت دیگر:

به یکباره بفرمائید: اذن فتخیّر و لو خطاب باارزش و قابل استفاده ای وجود داشته باشد و یا به یکباره بگوئید: تساقطا و لو خطاب باارزش و قابل استفاده ای وجود نداشته باشد.

* قبل از پاسخ شیخ مقدّمه بفرمائید در باب حجیّت اصول لفظیه عقلائیّه از جمله اصاله الاطلاق چند مبنا وجود دارد؟

دو مبنا وجود دارد:

1- گروهی اصول لفظیّه عقلائیّه را به مناط افاده ظنّ نوعی و به تعبیر دیگر ظهور نوعی حجّت می دانند.

2- و گروهی اصول مزبور را صرفا از باب تعبّد عقلائی حجّت می دانند اعمّ از اینکه مفید ظنّ نوعی باشد و یا اینکه نباشد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه