متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 9 صفحه 351

صفحه 351

* با توجّه به مقدّمه فوق پاسخ شیخنا به اشکال فوق چیست؟

بر مبنای اوّل اینست که:

خطاب أقیموا الصلاه با ضمیمه اصاله الاطلاق یک دلیل ظنّی و یا اماره ظنیّه است بر عدم اعتبار جزئیّت سوره مثلا:

آنگاه به واسطه این دلیل ظنی یکی از دو خبر متعارضی که نافی جزئیت است رجحان پیدا می کند و یا به عبارت دیگر چنین اطلاقی مرجّح احد المتعارضین می شود.

حال: قاعده در متعارضینی که یکی راجح و دیگری مرجوح است، اخذ به راجح و طرح مرجوح است.

پس: بر این مبنا جائی برای اجرای اخبار تخییر و حکم به تخییر وجود ندارد و اصلا چنین فرضی از محل بحث ما خارج است.

چرا؟

زیرا: فرض اخبار تخییر در متعارضینی است که متکافئین اند و نه متراجحین.

امّا بر مبنای دوم اینست که:

اصول تعبدیّه چه عملیه باشند و چه عقلائیّه مرجحیّت ندارند بلکه مرجعیت دارند، بدین معنا که پس از تساقط متعارضین به آنها رجوع می شود ولی باز هم با وجود این اصول نوبت به اخبار تخییر نمی رسد.

چرا؟

زیرا: اخبار تخییر مربوط به صورتی است که هیچ گونه دلیل شرعی معتبر بر تعیین یک طرف وجود نداشته باشد و لکن با وجود خطاب مطلق معتبر این دلیل وجود دارد و باز هم جای حکم به تخییر نیست.

* عباره اخرای این پاسخ در یک گفتمان ساده چیست؟

اینست که جناب مستشکل فرمایشات شما درست نیست، چرا که مشی ما باید علی القاعده باشد. و چه بسا قاعده همین حرکت دو پهلو و تفصیل را ایجاب می کند.

از طرفی ما کی یک حرف زدیم که در اینجا هم باید یک حرف بزنیم؟

و لذا به شما می گوئیم:

وقتی که ما خطاب مطلق قابل استفاده ای مثل أقیموا الصلاه داریم و در رابطه با اینکه سوره

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه