متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 9 صفحه 461

صفحه 461

1- سوره بقره، آیه 286.

منشا فراموشی است و درحقیقت رفع به چیزی تعلّق گرفته که آن چیز با واسطه یا بدون واسطه مسبّب از نسیان است، و در این صورت احتیاج به این نیست که ادّعا شود نسیان، خود منسیّ و فراموش شده است.

4- اگر جزء یا شرط را فراموش کرده و آنها را بجا نیاورده است، آیا فراموشی بوجود جزء فراموش شده تعلّق می گیرد، که وجود آن را فراموش می کند و آن را ترک می نماید، (چنانکه این صریح کلام محقق عراقی است(1)) و یا اینکه نسیان به عدم تعلّق می گیرد (چنانکه در ظاهر کلام میرزای نائینی این است)، و شیخ در فوائد به آن اشاره کرده است.

و یا اینکه متعلّق به ذات جزء و طبیعت آن است؟

رأی حق فرض آخر است، چون که بجا نیاوردن جزء، مسبّب از غفلت و غروب ذهن از طبیعت (فی المثل) سوره فاتحه است، که مصداق آن را در خارج ایجاد نموده است همچنین است شرط.

زیرا فرض اینست که: شرط در صورت فراموشی، وجود خارجی ندارد تا نسیان به آن تعلّق بگیرد؛ و معنای رفع طبیعت جزء و شرط، رفع حکم آنهاست.

یعنی رفع جزئیّت، یا شرطیّت، یا وجوب تکلیفی که منشا انتزاع جزئیت و شرطیت می باشد. و رفع آنها به اعتبار اظهر آثار نیست، چونکه رفع آنها به این اعتبار محتاج به مئونه اضافی و ادعای دیگری می باشد.

آن ادّعا اینست که: این اثر ظاهر، همان جمیع الآثار است، تا اسناد رفع به اعتبار آن اثر، صحیح باشد؛ و علاوه برآن، سایر آثار نیز مترتب گردد.

حال اگر قبول کنیم که رفع حکم، به اعتبار اظهر آثار است، آنچه که در اینجا اظهر آثار است، همان جزئیّت، شرطیّت و مانعیت است، زیرا در اینجا مؤاخذه ای وجود ندارد تا گفته شود، مؤاخذه اظهر آثار می باشد.

* سپس حضرت امام خمینی (ره) می فرماید:

با بیان امور چهارگانه مذکور، رأی حق در آنچه ما در آن بحث می کنیم نیز جاری شدن برائت شرعیّه است.

زیرا: امر به طبیعتی تعلّق گرفته که به اجزاء و شرایط و عدم موانع منحل گردیده است، و آن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه