متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 11 صفحه 33

صفحه 33

ادلّه اربعه است، از آن جهت که در علم اصول از حجیّت و دلیلیّت آنها بحث می شود (که بناء علی هذا بحث از حجیّت، از عوارض و احوالات موضوع است و نه خود موضوع) و یا از آنچه پس از (اثبات) دلیل بودن آنها بر آنها عارض می شود، بحث می گردد.

و شاید این سخن صاحب فصول موافق با این تعریف علم اصول باشد که گفته اند:

هو اعلم بالقواعد الممهده لاستنباط الاحکام الفرعیّه عن ادلتها.

2- ولی بر اساس رأی کسانی که آن را از اصول عملیّه می دانند، در مسئله اصولی بودن آن، ابهام و پیچیدگی وجود دارد. (چرا؟) زیرا در این صورت استصحاب قاعده ای است که از سنّت استفاده شده، و سخن گفتن پیرامون آن، سخن گفتن در احوال سنّت نیست، بلکه نظیر قاعده های دیگری است که از کتاب و سنّت استفاده می شوند؛ درحالی که مسئله اصولی، مسأله ای است که به کمک آن این قاعده از گفتار معصوم علیه السّلام که فرمود: یقین را با شکّ نشکن، استنباط می شود. و این مسائل اصولی، مسائلی هستند که از احوال طریق خبر و از احوال الفاظی که در طریق خبر واقع شده اند، بحث می کنند.

پس: این قاعده نظیر قاعده برائت، اشتغال و قاعده نفی ضرر و نفی حرج است که از قاعده های فرعی بوده و متعلّق به عمل مکلّف می باشند.

البته در زیر این قاعده، مسئله اصولی نیز درج می شود، که استصحاب در آن جاری می گردد، همان طوری که احیانا در زیر ادلّه نفی حرج، مسئله اصولی درج می شود تا با نفی حرج، یقین به نبودن معارض پیدا کند.

***

تشریح المسائل

* مقدمه بفرمائید هر دانشی بطور کلّی دارای چند جزء است؟

دارای سه جزء است: 1- موضوع 2- مسائل 3- مبادی.

* موضوع علم و یا دانش چیست؟

آن چیزی است که در آن علم از عوارض و احوالات آن بحث می شود، فی المثل:

1- موضوع علم کلام، مبدأ و معاد است و لذا در این علم از احوالات مبدأ و معاد بحث و گفتگو می شود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه